بارگیری صفحه

مروری بر جلسه سیزدهم از درسگفتارهای تاریخ اقتصاد اسلامی معاصر

مروری بر جلسه سیزدهم از درسگفتارهای تاریخ اقتصاد اسلامی معاصر

بررسی و تحلیل اندیشه اقتصادی، فلسفی و اجتهادی آیت الله طالقانی

۱. مقدمه: جایگاه آیت‌الله طالقانی در تاریخ اندیشه اقتصاد اسلامی

در بررسی تاریخی اندیشه اقتصاد اسلامی در ایران معاصر، آیت‌الله سید محمود طالقانی یکی از برجسته‌ترین چهره‌های روشنفکری دینی محسوب می‌شود. وی همراه با مهندس مهدی بازرگان از پیشگامان تلفیق عقلانیت دینی و عدالت اجتماعی بود و کوشید با تکیه بر قرآن و سنت، نظامی از تفکر اجتماعی و اقتصادی اسلامی ارائه دهد که از دوگانه‌ی سرمایه‌داری و سوسیالیسم فراتر رود. هر دو کوشیدند تفسیری عقلانی و روزآمد از اسلام ارائه دهند که بتواند پاسخگوی چالش‌های اقتصادی و اجتماعی زمانه باشد. آیت‌الله طالقانی با نگاه اجتهادی زنده و پویا، از مهم‌ترین نظریه‌پردازان تحول در حوزه دین و اقتصاد است.

  1. زندگی و سیر علمی آیت‌الله طالقانی

آیت‌الله طالقانی در ۱۵ اسفند ۱۲۸۹ در منطقه طالقان متولد شد. دوران ابتدایی را در تهران گذراند و در خردسالی زبان عربی، صرف و نحو را آموخت. سپس برای تحصیلات حوزوی به قم رفت و در درس آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری شرکت کرد. او در فضایی درس خواند که با خفقان سیاسی رضاخان و فشارهای ضد مذهبی بر حوزه علمیه همراه بود. ایشان دروس فقه، اصول، فلسفه و ادبیات را نزد استادانی چون آیت‌الله حجت، میرزا خلیل کمره‌ای و آقا شیخ محمدتقی اشراقی فرا گرفت. این اساتید از روحانیان روشنفکر زمان خود بودند و نقش مهمی در شکل‌گیری نگرش باز و اجتماعی آیت‌الله طالقانی داشتند.

پس از وفات پدر، به تهران بازگشت و امامت مسجد پدر را در خیابان هدایت برعهده گرفت. او مدتی نیز در نجف از درس استادانی چون آیت‌الله اصفهانی و آقا ضیاء عراقی بهره برد و از آنان اجازه اجتهاد گرفت. بازگشت او به تهران با اوج‌گیری مبارزات سیاسی همراه شد و مسجد هدایت به یکی از کانون‌های اصلی نهضت اسلامی بدل گردید. در جریان نهضت ملی شدن نفت، فعالیت‌های سیاسی طالقانی شدت یافت و بعدها در کنار مهندس بازرگان از بنیان‌گذاران نهضت آزادی شد. وی بارها دستگیر، تبعید و زندانی شد و همواره از چهره‌های شاخص مذهبی و مردمی بود.

  1. آثار و منابع درباره طالقانی

درباره شخصیت فکری و سیاسی آیت‌الله طالقانی، چند اثر شاخص منتشر شده است:

  • زندگی‌نامه سیاسی آیت‌الله طالقانی نوشته علیرضا ملایی توانی (نشر نی، ۱۳۸۸)
  • پیک استاد: پژوهشی در کارنامه و اندیشه‌نامه طالقانی نوشته محمد اسفندیاری (شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۳)

اما مجموعه آثار اصلی او در پنج جلد با کوشش سیدهادی خسروشاهی توسط مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران منتشر شده است. سه جلد از آن به تفسیر پرتوی از قرآن اختصاص دارد و دو جلد نخست شامل مقالات و نوشته‌های فکری، از جمله مباحث اقتصادی است. دو اثر اصلی اقتصادی او عبارت‌اند از:

  • مقاله «نظر اسلام درباره مالکیت»
  • کتاب «اسلام و مالکیت» (در جلد دوم آثار، صص. ۳۹۳ تا ۶۲۹)

 

  1. روش‌شناسی اجتهادی طالقانی و اندیشه اجتهاد زنده

۱.۴. مفهوم اجتهاد زنده

آیت‌الله طالقانی از نخستین عالمانی بود که مفهوم «اجتهاد زنده» یا «اجتهاد حی» را مطرح کرد. او این اندیشه را در مقاله «خاتمیت و اجتهاد زنده» ـ چاپ‌شده در مجموعه بحثی پیرامون مرجعیت و روحانیت (۱۳۴۰) ـ بسط داد. اندیشه‌ای که بعدها شهید مطهری و شهید بهشتی نیز از آن الهام گرفتند. به باور او، خاتمیت اسلام تنها در پرتو اجتهاد آزاد و پویا معنا دارد. زیرا تداوم حیات دینی در گرو انطباق آموزه‌ها با شرایط متغیر زمان است. اجتهاد زنده به تعبیر طالقانی، فرآیندی دائمی از بازخوانی منابع دین در مواجهه با تحولات اجتماعی و علمی است. فرآیندی که به جای انجماد در سنت، دین را در مسیر حیات عقلانی و اجتماعی هدایت می‌کند.

۲.۴. نقد مرجعیت متمرکز

در همین مقاله، آیت‌الله طالقانی سه الگوی مرجعیت را مطرح و نقد می‌کند:
۱ . تمرکز مطلق مرجعیت در یک فرد یا مرکز واحد؛
۲ . فقدان کامل مرکزیت و هرگونه هماهنگی؛
۳ . تشکیل مرجعیت شورایی یا جمعی.

او تمرکز کامل را پدیده‌ای متأخر می‌دانست که پس از نظریه «تقلید از اعلم» در قرن اخیر شکل گرفت و معتقد بود چنین تمرکزی علاوه بر فقدان پشتوانه شرعی، منشأ آفات خطرناکی همچون استبداد دینی و جدایی روحانیت از مردم است. وی هشدار داد که تمرکز مالی و سیاسی در نهاد مرجعیت می‌تواند روحانیون را از جامعه جدا و به پیرامونیان فرصت‌طلب وابسته کند.

در مقابل، طالقانی طرح «مرجعیت شورایی» را پیشنهاد کرد که در آن مراجع بزرگ در فاصله‌های زمانی مشخص گرد هم آیند و درباره مسائل عمومی امت تصمیم بگیرند. این الگو از نظر او نزدیک‌ترین روش به سیره‌ی نبوی و آیه‌ی «وَأمرُهم شورى بینهم» است. او شورا را نه جایگزین زعامت فردی بلکه مکمل آن دانست؛ نهادی برای تقریب آراء و هماهنگی اجتماعی در فتوا و تصمیم‌گیری دینی. بنابراین شورایی بودن اجتهاد، ضمن حفظ استقلال فقیه، زمینه وحدت فکری و تصمیم‌گیری مشترک در امت را فراهم می‌کند.

۳.۴. اجتهاد، خاتمیت و عقلانیت دینی

در تفسیر آیت‌الله طالقانی از خاتمیت، اجتهاد همان تداوم عقلانی وحی است. بر این اساس ایشان معتقد است که نبی از وحی مستقیم بهره می‌گیرد، در حالی که مجتهد با اتکا بر قرآن، سنت و عقل، حقیقت را کشف می‌کند. مجتهد در مرتبه‌ای نازل‌تر، ادامه‌دهنده مسیر پیامبران است و با روش عقلانی، جامعه را در مسیر قسط و عدالت هدایت می‌کند. در نتیجه، اجتهاد نه صرفاً استنباط فقهی، بلکه سازوکار عقلانی و دائمی برای پاسخ‌گویی به نیازهای متغیر بشر است.

۴.۴. گستره تفقه و نگاه جامع به دین

آیت‌الله طالقانی در تفسیر آیه‌ «فلولا نفر…» (توبه، ۱۲۲) مفهوم «تفقه» را بسیار گسترده می‌داند. او با استناد به دیدگاه غزالی توضیح می‌دهد که فقه در صدر اسلام تنها به فروع ظاهری محدود نبود بلکه شامل معرفت نفس، اخلاق، و شناخت نظام اجتماعی نیز می‌شد. از این رو در نگاه ایشان، تفقه در دین به معنای درک جامع از انسان، اخلاق، معیشت و اجتماع است. بدین ترتیب، دین تنها به عبادت و فقه فردی خلاصه نمی‌شود، بلکه نظامی جامع برای سامان‌دهی حیات انسانی در تمامی ابعاد است.

۵. مبانی اندیشه اقتصادی طالقانی

۱.۵. مالکیت در نظام خلقت و فطرت انسانی

در اندیشه اقتصادی آیت‌الله طالقانی، بحث «مالکیت» جایگاه محوری دارد. ایشان در سخنرانی خود با عنوان «نظر اسلام درباره مالکیت» موضوع مالکیت را از منظر فلسفی و فطری بررسی می‌کند. او مالکیت را امری طبیعی و نه صرفاً قراردادی می‌داند و آن را ریشه‌دار در سرشت انسان معرفی می‌کند. او برای توضیح، مثال‌هایی از رفتار حیوانات می‌آورد که از قلمرو خود دفاع می‌کنند. بدین معنا، حس مالکیت و حق اختصاص در غریزه موجودات نهاده شده است. اما در انسان، این غریزه باید با تعقل و عدالت همراه شود. زیرا بدون هدایت الهی، مالکیت به منبع طغیان، انحصار و ظلم تبدیل می‌شود.

۲.۵. منشأ تضاد طبقاتی

آیت‌الله طالقانی منشأ اصلی بحران مالکیت را در نیازمندی شدید انسان می‌داند. انسان برخلاف سایر موجودات، از نظر جسمی ضعیف و نیازمند است، اما به واسطه عقل و آگاهی، می‌تواند بر طبیعت مسلط شود. همین توانایی موجب افزایش نیازها و توسعه نامحدود مالکیت شده است. او با تفسیر آیات مربوط به آفرینش آدم، این فرایند را بخشی از «تعلیم اسماء» می‌داند؛ یعنی شناخت و تصرف در اشیاء. اما اگر این قدرت مهار نشود، زمینه‌ساز طغیان اقتصادی و نابرابری اجتماعی خواهد شد. بنابراین از نظر او، تاریخ بشر پر از جنگ‌ها و نزاع‌هایی است که ریشه در اقتصاد و مالکیت نامحدود دارند. از جنگ‌های طبقاتی تا استعمار، همگی از زیاده‌خواهی اقتصادی برخاسته‌اند. رسالت انبیا نیز در تعدیل همین نابرابری‌ها و برقراری قسط بوده است.

۳.۵. دین، اصلاح اجتماعی و نقد فئودالیسم

ایشان با نگاهی تاریخی و اصلاح‌گرانه، انحراف مسیحیت قرون وسطی را نمونه‌ای از سوء‌استفاده از دین در خدمت طبقات حاکم عنوان کرده است. به باور او، تمرکز ثروت و قدرت در کلیسا موجب بروز استبداد دینی شد و واکنش طبیعی آن، پیدایش پروتستانتیسم و سپس مادی‌گرایی بود. بنابراین، مادّی‌گرایی غرب نتیجه طبیعی عملکرد کلیسای فئودالی بوده است و نه نفی خداوند متعال. این تحلیل، جنبه روشنفکرانه و اصلاح‌گر طالقانی را نشان می‌دهد. او تأکید دارد که در اسلام نیز باید از تکرار همان انحراف جلوگیری کرد؛ یعنی دین نباید ابزار طبقات ثروتمند و قدرت‌مدار شود.

۴.۵. نقد کاپیتالیسم و سوسیالیسم

آیت‌الله طالقانی دو نظام مسلط اقتصادی جهان مدرن را به نقد می‌کشد. در دیدگاه او، سرمایه‌داری نتیجه آزادی مطلق مالکیت است که به تمرکز ثروت، تبعیض طبقاتی، و از خودبیگانگی کارگران منجر می‌شود. از سوی دیگر، سوسیالیسم نیز با وجود ادعای عدالت، در عمل جامعه‌ای آرمانی و غیرقابل تحقق ترسیم می‌کند که فردیت انسان را از بین می‌برد.

او در برابر این دوگانه، «اقتصاد اسلامی» را به عنوان راه سومی معرفی می‌کند که بر عدالت، تعدیل مالکیت، و حفظ آزادی فردی در چارچوب مصالح عمومی استوار است. در این نظام، مالکیت شخصی مشروع است اما محدود به حدود الهی و مصالح اجتماعی می‌گردد. در واقع، اسلام راهی میانه میان تمرکز ثروت و نفی کامل مالکیت ارائه می‌دهد.

۶. کتاب «اسلام و مالکیت»: نظام اقتصادی مبتنی بر قسط

در کتاب اسلام و مالکیت، آیت‌الله طالقانی تلاش کرده است تا مبانی نظری و قرآنی مالکیت را در نظام اقتصادی اسلام تبیین کند. او مالکیت را حقی طبیعی می‌داند که از «حق کار و تلاش» ناشی می‌شود، اما تأکید دارد که مالکیت مطلق و نامحدود با عدالت اسلامی ناسازگار است. وی با استناد به آیات قرآن مانند «وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ» (نور، ۳۳)، می‌گوید مال در حقیقت متعلق به خداست و انسان تنها امانت‌دار آن است. بنابراین تصرف انسان در اموال باید بر اساس امانت‌داری، عدالت و مصلحت عمومی باشد. از این رو در نظام پیشنهادی ایشان، سه سطح از مالکیت قابل تشخیص است:

  1. مالکیت فردی مشروع بر اساس کار و تلاش؛
  2. مالکیت عمومی در حوزه منابع طبیعی و سرمایه‌های ملی؛
  3. مالکیت دولتی یا اجتماعی برای تنظیم عدالت و جلوگیری از تراکم ثروت.

همچنین این اندیشمند دینی تأکید دارد که دولت اسلامی حق ندارد آزادی مشروع افراد را سلب کند، اما موظف است با ابزارهای شرعی مانند زکات، خمس و انفال از تمرکز ثروت جلوگیری نماید. بدین ترتیب، او نظامی متعادل میان آزادی اقتصادی و عدالت اجتماعی مطرح می‌کند.

  1. عقلانیت دینی، مدرنیته و مسئله انحطاط

با تحلیل دیدگاه آیت‌الله طالقانی، ایشان معتقد است که گرایش غرب به مدرنیته و علم‌گرایی، واکنشی در برابر استبداد دینی بود. برخلاف سید جمال‌الدین اسدآبادی که استعمار را عامل انحطاط جوامع اسلامی می‌دانست، ایشان عامل اصلی را «استبداد داخلی و دینی» معرفی می‌کند.
او با تأثیر از عبدالرحمن کواکبی در طبایع الاستبداد و از نائینی در تنبیه الامة و تنزیه الملة، بر این باور بود که بدترین نوع استبداد، استبداد دینی است. همین نگاه او را به سوی نقد ساختارهای بسته روحانیت و دفاع از آزادی اندیشه سوق داد. در نظر طالقانی، اصلاح دین و جامعه باید از درون آغاز شود. تا زمانی که استبداد فکری و دینی پابرجاست، استعمار خارجی نیز پابرجا خواهد ماند. او با بازتولید مفهوم «اجتهاد زنده»، مسیر این اصلاح را در عقلانیت دینی و بازگشت به قرآن می‌داند.

  1. مقایسه با اندیشه مهندس بازرگان

در مقایسه با بازرگان، طالقانی گرایش الهیاتی و فلسفی عمیق‌تری دارد و به انسان‌شناسی دینی توجه بیشتری نشان می‌دهد. هر دو، منتقد استعمار و سرمایه‌داری‌اند و بر ضرورت نظام اقتصادی اسلامی تأکید دارند؛ اما طالقانی در تحلیل اجتماعی خود گرایش عدالت‌محور و تا حدی «سوسیال‌اسلامی» دارد، در حالی که بازرگان بیشتر به نظم، کار، و اخلاق تولید در چارچوب اقتصاد آزاد گرایش نشان می‌دهد. از این رو، طالقانی را می‌توان نماینده گرایش عدالت‌خواه و مردمی اقتصاد اسلامی و بازرگان را مظهر گرایش اخلاقی و تولیدگرای آن دانست. هر دو در نهایت در مسیر «راه سوم» اقتصاد اسلامی گام برمی‌دارند.

۹. جمع‌بندی: اجتهاد زنده و عدالت به‌مثابه دو محور اندیشه طالقانی

اندیشه آیت‌الله طالقانی بر دو محور بنیادین استوار است:

  1. اجتهاد زنده و پویا به عنوان رمز بقاء و عقلانیت دین؛
  2. عدالت اجتماعی و اقتصادی به عنوان هدف غایی شریعت.

او با نقد تمرکز مرجعیت و استبداد دینی، راه شورایی و مردمی دین‌داری را پیشنهاد می‌کند و در حوزه اقتصاد، با نقد دوگانه کاپیتالیسم و سوسیالیسم، نظامی متعادل بر پایه‌ی عدالت، مالکیت محدود و مسئولیت اجتماعی ارائه می‌دهد. در نگاه او، اسلام نه دین انزوا و عبادت صرف، بلکه مکتب حیات، حرکت و قسط است. در نهایت، ایشان با ترکیب بینش قرآنی، عقلانیت فلسفی و دغدغه اجتماعی، الگویی از روشنفکری دینی عدالت‌محور را عرضه کرد که میراث فکری او در دهه‌های پس از انقلاب نیز تداوم یافت و بر نظریه‌پردازان اقتصاد اسلامی تأثیر گذاشت.

سبد خرید
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری