بارگیری صفحه

مروری بر جلسه دوازدهم از درسگفتارهای تاریخ اقتصاد اسلامی معاصر

مروری بر جلسه ششم از درسگفتارهای تاریخ اقتصاد اسلامی معاصر

نظریه اقتصاد اسلامی مهدی بازرگان: از ارزش کار تا عدالت اجتماعی در چارچوب ایدئولوژی اسلامی

 

۱. مقدمه: جایگاه بازرگان در تکوین نظریه اقتصاد اسلامی

مرحوم مهندس مهدی بازرگان از پیشگامان روشنفکران مسلمان در ایران است که کوشید مفاهیم دینی را با زبان علمی و اجتماعی مدرن تفسیر کند. در مجموعه آثار او، به‌ویژه در بعثت و ایدئولوژی، تلاش شده است تا ایدئولوژی اسلامی به‌عنوان یک نظام فکری جامع ـ شامل سیاست، اخلاق و اقتصاد ـ معرفی گردد. بازرگان با آگاهی از دو نظام فکری مسلط قرن بیستم یعنی سرمایه‌داری و سوسیالیسم، در پی ارائه «راه سوم» بود؛ راهی که نه فردگرایی و انباشت سرمایه را تجویز کند و نه حذف مالکیت خصوصی و تمرکز دولتی را بپذیرد. او با تکیه بر قرآن، سنت و عقل، نظریه‌ای از اقتصاد اسلامی را بنیان گذاشت که محور آن عدالت، ایمان و کار مولد است.

۲. بعثت و ایدئولوژی اسلامی: پیوند دین، سیاست و اقتصاد

بازرگان در بعثت و ایدئولوژی، نخست مفهوم بعثت را از قرآن استخراج می‌کند و سپس رابطه آن را با ایدئولوژی اسلامی توضیح می‌دهد. در نظر او، بعثت پیامبران نوعی انقلاب فکری و اجتماعی برای برپایی نظام عدالت و هدایت انسان است. وی تأکید می‌کند که در اسلام، ایمان و عمل از آغاز در کنار هم بوده‌اند و دین از سیاست و اداره اجتماع جدا نیست. بازرگان شیعه را نمونه کامل این پیوند می‌داند. زیرا تشیع، هم بُعد اعتقادی و هم وجه سیاسی و اجتماعی دارد. از دید او، اسلام از همان ابتدا دینی اجتماعی است که مسئله حکومت و ولایت را در شمار واجبات می‌داند. بدین‌سان، وی از نظریه جدایی دین از سیاست انتقاد می‌کند و نشان می‌دهد که در چارچوب ایدئولوژی اسلامی، اقتصاد، سیاست و اخلاق، سه بُعد درهم‌تنیده از حیات انسانی هستند.

  1. عدالت و مساوات اجتماعی در اندیشه اقتصادی بازرگان

یکی از اصول بنیادین ایدئولوژی اسلامی در اندیشه بازرگان، اصل عدالت و مساوات است. او با استناد به خطبه‌های امام علی(ع)، عدالت را نه صرفاً یک فضیلت اخلاقی، بلکه اصل بنیادین اداره جامعه اسلامی می‌داند. در این چارچوب، همه افراد ـ صرف‌نظر از نژاد، طبقه، علم یا مقام ـ در برابر قانون و در بهره‌مندی از امکانات اجتماعی برابرند. وی به‌ویژه به خطبه معروف امام علی اشاره می‌کند که در آن، تقسیم عادلانه بیت‌المال و نفی امتیاز طبقاتی تصریح شده است. بازرگان از این سخن نتیجه می‌گیرد که اقتصاد اسلامی باید بر مبنای عدالت توزیعی استوار باشد. او همچنین به حقوق اجتماعی زنان می‌پردازد و با استناد به سیره پیامبر، حق مالکیت، مشارکت سیاسی و اظهار نظر را برای زنان به رسمیت می‌شناسد. عدالت، از نگاه او، مساوات در حقوق و فرصت‌هاست و هرگونه تبعیض اقتصادی یا اجتماعی با روح اسلام ناسازگار است.

  1. آزادی، مشارکت و دموکراسی اقتصادی

بازرگان اصل دوم ایدئولوژی اسلامی را آزادی و مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌ها می‌داند. در نظر او، جامعه اسلامی باید بر پایه مشورت (شورا)، انتخاب و رضایت عمومی اداره شود. به‌ویژه در حوزه اقتصاد، وی بر آزادی کار و تولید، انتخاب شغل و مشارکت داوطلبانه در انفاق و صدقات تأکید دارد.
در این دیدگاه، آزادی نه به معنای فردگرایی مطلق، بلکه آزادی در چارچوب قانون الهی است. بازرگان در برابر دیدگاه‌های اقتدارگرایانه در اقتصاد اسلامی، بر ضرورت آگاهی و اراده مردم در تحقق عدالت تأکید می‌کند و بر این باور است که جامعه‌ای که مردم آن به اختیار در عدالت مشارکت نکنند، به استبداد اقتصادی و سیاسی می‌غلتد.

۵ .اقتصاد در ایدئولوژی اسلامی: نقد انسان اقتصادی مدرن

در بخش اقتصادی بعثت و ایدئولوژی، بازرگان با نگاهی انتقادی به انسان‌شناسی غربی می‌پردازد. او می‌گوید اندیشه غرب، انسان را به موجودی اقتصادی تقلیل داده است که همه رفتارهایش بر محور سود مادی می‌چرخد. در برابر، اسلام انسان را موجودی چندبُعدی می‌داند که علاوه بر نیازهای مادی، انگیزه‌های اخلاقی و معنوی نیز دارد .بازرگان با ذکر نمونه‌هایی از فروید و متفکران اقتصاد کلاسیک، می‌گوید که تمدن غرب انسان را یا به «شکم و حواس» فروکاست یا به «ابزار تولید». اما پیشرفت بشری در تاریخ، به دست کسانی تحقق یافته است که شیفته ارزش‌های غیرمادی بوده‌اند. بنابراین، در ایدئولوژی اسلامی، اقتصاد هدف نهایی نیست، بلکه وسیله‌ای است برای رشد انسان و تقرب به خداوند.

۶. پیوند ایمان، اخلاق و اقتصاد: مبانی نظری اقتصاد اسلامی

بازرگان در آثار خود بر «ملازمه کامل ایمان، اخلاق و اقتصاد» تأکید می‌کند. به باور ایشان، هیچ نظام اقتصادی در اسلام بدون پشتوانه ایمان و تربیت اخلاقی معنا ندارد. ایمان ضامن اجرای احکام اقتصادی است و اخلاق، حدود رفتار اقتصادی را تعیین می‌کند. از این منظر، اقتصاد اسلامی زمانی عادلانه است که بر تقوا، صداقت، و روح عبادی استوار باشد. هر فعالیت اقتصادی، اگر با نیت الهی و در خدمت جامعه باشد، عبادت محسوب می‌شود. وی می‌گوید: «اگر ایمان و تقوا پشت سر اقتصاد باشد، نظام اسلامی از هر رژیمی سخاوتمندانه‌تر و عادلانه‌تر خواهد بود». به این ترتیب، اقتصاد اسلامی از سطح عدالت حقوقی فراتر می‌رود و به سخاوت، ایثار و تعاون اجتماعی می‌رسد.

۷. اصول شش‌گانه اقتصاد اسلامی در اندیشه مرحوم بازرگان

مهندس بازرگان در نظریه اقتصاد اسلامی خود ۶ مؤلفه کلیدی را مطرح کرده است. این اصول شامل موارد زیر است.

۱.۷. اصل استخلاف (خلافت انسان و مالکیت الهی)

در رأس اصول اقتصادی، اصل استخلاف قرار دارد. مهندس بازرگان تأکید می‌کند که مالکیت مطلق از آنِ خداست و انسان تنها خلیفه و امانت‌دار است. انسان در برابر اموال خود مسئول است و حق ندارد آن‌ها را در راه ضرر به جامعه به‌کار گیرد. از این رو، مالکیت در اسلام مشروع است، اما مطلق نیست؛ زیرا باید در خدمت مصالح عمومی قرار گیرد.

۲.۷. اصل اکتساب و تولید

او کار و تولید را تجلی خلاقیت الهی می‌داند و آیه «لیس للانسان الا ما سعی» را مبنای ارزش اقتصادی معرفی می‌کند. ارزش در اسلام از کار ناشی می‌شود، نه از سرمایه بدون فعالیت. همین دیدگاه، اساس نقد او بر ربا و سرمایه‌داری است. رباخواری از آن‌رو حرام است که سود بدون کار و تلاش را تجویز می‌کند.

۳.۷. اصل تعادل میان مالکیت خصوصی و منافع عمومی

با استفاده از قاعده «لاضرر و لاضرار»، بازرگان نتیجه می‌گیرد که مالکیت خصوصی در اسلام محدود به جایی است که به جامعه زیان نرساند. اگر مالکیت شخصی موجب آسیب عمومی شود، دولت اسلامی حق دارد در آن تصرف کند. از این رو، ملی کردن یا وقف عام صنایع در شرایط خاص نه‌تنها مجاز، بلکه واجب است.

۴.۷. اصل عدالت در کار و حقوق کارگر

او با استناد به احادیث نبوی، بر ضرورت پرداخت منصفانه دستمزد و تأمین معیشت کارگران تأکید می‌کند. در نظر او، دولت اسلامی موظف است مسکن، ازدواج و وسایل زندگی کارمندان و کارگران خود را فراهم آورد. این اصل بیانگر توجه اسلام به کرامت کارگر و اهمیت عدالت در توزیع درآمد است.

۵.۷. اصل انفاق و توزیع عادلانه ثروت

انفاق، زکات، خمس و صدقات، از دید بازرگان ابزارهای تحقق عدالت اجتماعی‌اند. هدف آن‌ها جلوگیری از گردش ثروت میان ثروتمندان است (آیه «لکیلا یکون دولة بین الاغنیاء منکم»). این نظام مالی، با ترکیب ایمان و اخلاق، روح تعاون و مسئولیت اجتماعی را زنده نگه می‌دارد.

۶.۷. اصل اختیارات دولت اسلامی

دولت اسلامی در نگاه مرحوم بازرگان، نماینده خدا و مردم است و حق دارد متناسب با شرایط زمان و مکان، سیاست‌های اقتصادی متغیر اتخاذ کند. همچنین ایشان تأکید دارد که اسلام فرمول‌های ثابت اقتصادی ندارد، بلکه اصول کلی را ارائه داده است و اجرای جزئیات را به عقل جمعی و امام عادل واگذار کرده است.

  1. نقد مکاتب اقتصادی: سرمایه‌داری، سوسیالیسم و راه سوم

مرحوم بازرگان نظام سرمایه‌داری را به سبب اصالت دادن به سرمایه و سود شخصی نقد می‌کند. در مقابل، سوسیالیسم را نیز به‌دلیل انکار ایمان و حذف آزادی فردی ناپایدار می‌داند. او معتقد است که در کشورهای سوسیالیستی، سرمایه از دست افراد به دولت منتقل شد، اما روح ربا و سودجویی باقی ماند. از این‌رو، سوسیالیسم نیز نتوانست عدالت واقعی را برقرار کند. راه‌حل بازرگان، نظامی متکی بر مالکیت محدود خصوصی، عدالت توزیعی و نظارت دولت است. او از تعبیر «وقف عام» برای ملی‌سازی برخی صنایع استفاده می‌کند، اما تأکید دارد که تا حد امکان باید از بخش خصوصی و کار مولد حمایت کرد.

۹. خوانش‌های متعارض از اندیشه اقتصادی بازرگان

در سال‌های اخیر، تفسیرهای متفاوتی از نظریه اقتصادی بازرگان ارائه شده است. برخی او را متفکری لیبرال دانسته‌اند که در دوره متأخر عمر خود از ایدئولوژی فاصله گرفت و به آزادی اقتصادی گرایش پیدا کرد. در مقابل، گروهی دیگر، به‌ویژه هم‌فکران نهضت آزادی، او را نزدیک به سوسیالیسم اخلاقی می‌دانند؛ زیرا بر عدالت، زکات، و نقش دولت تأکید فراوان داشت. اما تحلیل آثار بازرگان نشان می‌دهد که او نه به لیبرالیسم کلاسیک تعلق دارد و نه به سوسیالیسم دولتی گرایش دارد. بلکه ایشان تلاش کرده است میان آزادی فردی، عدالت اجتماعی و ایمان الهی توازن برقرار کند. نظریه اقتصادی او در واقع نظامی «ایمان‌محور و عدالت‌گرا» است که می‌توان آن را الگوی اقتصاد اخلاقی اسلامی نامید.

۱۰. مبانی نظری ارزش کار و ابهامات اجرایی

مهندس بازرگان نظریه ارزش کار را مبنای مشروعیت مالکیت و توزیع می‌داند. در نگاه او، تنها کار است که ارزش می‌آفریند، و هرگونه سود بدون کار، اکل مال به باطل است. با این حال، او شاخص‌های عینی برای سنجش ارزش کار و میزان دستمزد ارائه نمی‌دهد. البته این نقطه ضعف ساختاری نظریه بازرگان است. زیرا فرمول‌های کلی بدون شاخص‌های اجرایی، به سیاست اقتصادی عملی منجر نمی‌شوند. با وجود این، اهمیت نظریه بازرگان در این است که برای نخستین بار، اقتصاد اسلامی را با زبان علم و مفاهیم مدرن (مانند امانت، انرژی، تولید و نظام اجتماعی) توضیح داد و پایه‌ای برای پژوهش‌های بعدی گذاشت.

۱۱. نسبت اندیشه بازرگان با سنت اسلامی و تجدد

بازرگان از یک‌سو متأثر از علم‌گرایی قرن نوزدهم و از سوی دیگر، وفادار به روح دین و قرآن بود. روش تفسیر علمی او گرچه محصول هژمونی علم مدرن بود، اما هدفش دفاع از دین در برابر سکولاریسم و اثبات عقلانیت ایمان بود. اگر امروز می‌زیست، احتمالاً از سیطره علم‌گرایی فاصله می‌گرفت و به سمت عمل‌گرایی اخلاقی میل می‌کرد. در بُعد اقتصادی، او از مفاهیم قرآنی مانند «امانت»، «عدل»، «انفاق» و «خلافت» برای ساختاردهی نظریه اقتصادی استفاده کرد، بی‌آنکه از فقه سنتی فاصله گیرد. در نتیجه، اندیشه او حلقه‌ای میان سنت و تجدد، و میان فقه و علم اجتماعی محسوب می‌شود

.

۱۲. جمع‌بندی نهایی: اقتصاد اسلامی به مثابه نظام اخلاقی ـ الهی

نظام اقتصادی در اندیشه مرحوم بازرگان بر سه محور اصلی استوار است:

  • ایمان و اخلاق به‌عنوان زیرساخت اقتصاد
  • کار و تولید به‌عنوان منشأ ارزش و مشروعیت مالکیت
  • عدالت و توزیع به‌عنوان هدف نهایی نظام اسلامی

اقتصاد از نظر ایشان ابزاری برای پرورش انسان، نه صرفاً برای افزایش ثروت است. در چنین سیستمی، هر فرد هم تولیدکننده و هم امانت‌دار است، و دولت اسلامی وظیفه دارد میان آزادی اقتصادی و عدالت اجتماعی تعادل برقرار کند. بازرگان با زبان علمی و با وفاداری به الهیات اسلامی، کوشید نشان دهد که دین نه‌تنها با علم و توسعه ناسازگار نیست، بلکه می‌تواند راهی اخلاقی و پایدار برای اقتصاد ارائه دهد. نظریه او را می‌توان نخستین تلاش جدی برای صورت‌بندی اقتصاد اسلامی در ایران دانست که هم مبنای دینی دارد و هم از تحلیل‌های اجتماعی ـ فلسفی برای تفسیر و تبیین موضوعات و مفاهیم در آن استفاده شده است.

 

سبد خرید
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری