سید سبحان منصوری[1]
مقدمه
رسالۀ نیچریۀ سیدجمالالدین اسدآبادی، که در سال 1298 هجری قمری در حیدرآباد دکن هند به رشتۀ تحریر درآمد، نخستین اثر چاپی این متفکر بزرگ محسوب میشود و از جایگاه ویژهای در میان آثار او برخوردار است. این رساله که با عنوان کامل «حقیقت مذهب نیچری و بیان حال نیچریان» شناخته میشود، در واقع یکی از اولین تلاشهای نظاممند برای مقابله با تفکرات مادیگرایانه در جهان اسلام به شمار میرود. اسدآبادی این رساله را در شرایطی نگاشت که جهان اسلام با بحران عمیق اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مواجه بود و قدرتهای استعماری غربی با بهرهگیری از ابزارهای مختلف ازجمله نفوذ فکری و ترویج اندیشههای مادیگرایانه، تلاش میکردند تا بنیانهای معنوی و اقتصادی جوامع اسلامی را متزلزل سازند. در این فضای پرآشوب، پدیدۀ نیچریه یا طبیعتگرایی، که در هندوستان آن روز رواج یافته بود، نهتنها بهعنوان مکتب فکری، بلکه بهعنوان ابزاری برای تضعیف هویت اسلامی و تسهیل نفوذ استعماری عمل میکرد. سیدجمالالدین با درک عمیقی از این خطر و با آگاهی از مکاتب فکری و تئوریهای سیاسی عصر خود، رویکردی انتقادی اما سازنده در برابر تفکرات مادیگرایی اتخاذ کرد. اهمیت رسالۀ نیچریۀ سیدجمال تنها به بُعد انتقادی و نقد علمی و تاریخی الحاد و طبیعتگرایی محدود نمیشود، بلکه در تلاش او برای ارائۀ الگویی اسلامی در برابر تحولات اقتصادی و اجتماعی عصر جدید نیز آشکار میگردد. مسئلۀ اساسی که رسالۀ «نیچریه» به آن میپردازد، این است که آیا جوامع اسلامی قادرند براساس مبانی دینی و فرهنگی خود، الگویی متمایز و کارآمد برای توسعه طراحی کنند که هم پاسخگوی نیازهای عصر جدید باشد، هم هویت اسلامی آنها را حفظ نماید؟ اسدآبادی در این رساله با ارائۀ نقدی بنیادین بر مادیگرایی و طبیعتگرایی، نشان میدهد که این مکاتب فکری نهتنها در حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی ناتوان هستند، بلکه با تخریب بنیانهای اخلاقی و معنوی جامعه، زمینهساز انحطاط و فروپاشی میشوند. او در مقابل این رویکرد مخرب، بر نقش سازندۀ دین در تحقق تمدن و پیشرفت تأکید میکند و اسلام را بهعنوان دینی معرفی مینماید که نهتنها مانع پیشرفت نیست، بلکه خود راه ترقی را میگشاید. به این ترتیب، رسالۀ نیچریه نهتنها نقطۀ آغاز مباحث مربوط به نقد مادیگرایی در اندیشۀ اسدآبادی بوده است، بلکه زمینهساز تفکر دربارۀ الگوهای اسلامی توسعه در جهان اسلام نیز محسوب میشود و پایهگذار گفتمان اصلاحی است که بعدها توسط شاگردان و پیروان او تکمیل شد و توسعه یافت. این پژوهش بر آن است تا با تحلیل عمیق این رساله و بررسی ابعاد مختلف نقد مادیگرایی اقتصادی در آن، به تبیین الگوی اسلامی توسعه، که اسدآبادی در ذهن داشت، بپردازد.
- زمینههای تاریخی و فکری رسالۀ نیچریه
قرن نوزدهم میلادی دورانی بود که جهان اسلام با بحرانهای عمیق تاریخی مواجه شد. ضعف فزایندۀ دولت عثمانی در جنگهای قرن هفدهم، که توقف پیشروی عثمانیها را به دنبال داشت، سلطان و لشکر را از غنایم فتوحات محروم کرد. این فرایند انحطاط تا قرن نوزدهم ادامه یافت و دورۀ زوال که از اواخر قرن هفدهم آغاز شد، وقتی به قرن نوزدهم رسید، دیگر به دورۀ فروپاشی تبدیل شده بود. درعینحال، قدرتهای اروپایی در حال رشد و توسعه بودند و جهان اسلام را تهدید میکردند.
- زمینههای فکری و چالش مادیگرایی
در چنین شرایطی، جریانهای فکری مادیگرایانه در جهان اسلام نفوذ کرده بودند. سیدجمال در رسالۀ نیچریه با صراحت بیان میکند: «نیچر عبارت است از طبیعت و طریقۀ نیچریه همان طریقۀ دهریه است که در قرن رابع و ثالث قبل از میلاد مسیح در یونانستان ظهور نموده بودند. و مقصود اصلی این طایفۀ نیچریه، رفع ادیان و تأسیس اباحت و اشتراک است در میانۀ همۀ مردم…»[2]
سید معتقد بود که این جریانهای فکری در طول تاریخ، تمدنها را به انحطاط کشاندهاند: «آن قصر مسدس الشکل سعادت انسانیه، یعنی آن عقاید ثلاثۀ شریفه و آن خصائل جلیلۀ را از بیخ براندازند.»[3] او در تحلیل خود نشان میدهد که «بدینسان یونانیان که زمانی به جهت آن عقاید سهگانه و خصال سهگانه، حاکم بلامعارض منطقۀ بزرگی از جهان بودند، بر اثر نفوذ عقاید اپیگوریان و کلبیان، که نیچریان یونانی به شمار میرفتند، بازار علم و حکمت نزدشان کاسد شد و اخلاقها فاسد گردید».[4]
- ضرورت ارائۀ الگوی اسلامی توسعه
در این بستر تاریخی و فکری، سیدجمال نیاز به ارائۀ الگویی اسلامی برای توسعه و پیشرفت را احساس میکرد. او معتقد بود که «انسانها را از دیرزمان به سبب ادیان، سه اعتقاد و سه خصلت حاصل شده است که هریک از آنها رکنی است رکین از برای قوام ملل و پایداری هیئت اجتماعیه».[5] سید در پایان رسالۀ «نیچریه»، اسلام را بهعنوان تنها دینی معرفی میکند که قابلیت مقابله با چالشهای مادیگرایی و نیز توسعۀ واقعی مسلمانان را دارد. او تأکید میکند که «دین اسلام درهای شرافت را به روی نفوس گشوده، حق هر نفسی را در هر فضیلت و کمالی اثبات میکند»[6] و امتیاز برتری نژادی و طبقاتی را از میان برمیدارد. سیدجمال رسالۀ نیچریه را نهتنها بهعنوان نقدی بر مادیگرایی، بلکه بهمثابۀ ارائۀ الگویی اسلامی برای نهضت و توسعۀ جوامع مسلمان نگاشت تا پاسخی مؤثر به چالشهای عصر خود ارائه دهد.[7]
- محتوای رسالۀ نیچریه
حقیقت مذهب نیچری و بیان حال نیچریان که با عنوان کوتاه «نیچریه» شناخته میشود، نخستین رسالۀ چاپشدۀ سیدجمالالدین اسدآبادی است. این رساله در پاسخ به نامۀ مولانا محمد واصل، مدرس ریاضی مدرسۀ اعزه حیدرآباد دکن، نوشته شد که از سید دربارۀ حقیقت نیچر و نیچری استفهام کرده بود. مولانا محمد واصل در نامهای مورخ 19 محرم سال 1298 هجری قمری پرسیده بود: «در این روزها از تمامی هندوستان… صدای نیچر نیچر به گوش میرسد. در هر بلده و قصبه، معدودی چند ملقب به نیچری یافت میشوند… . آیا این طریقه، منافی دین است یا آنکه بههیچوجه مخالفتی با دین ندارد.»[8]
-
- تعریف و تشخیص نیچریان
سید در آغاز پاسخ خود، با تعریفی دقیق بیان میکند: «نیچر عبارت است از طبیعت و طریقۀ نیچریه همان طریقۀ دهریه است…»[9] وی با این تعریف، نیچریان را در ادامۀ جریان تاریخی دهریان قرار میدهد و تأکید میکند که ریشۀ طبیعتگری و دهریگری به یونان باستان برمیگردد و مقصود از اینگونه جنبشها در سراسر تاریخ، برقراری اشتراک (کمونیسم) و مبارزه با ادیان بوده است.[10]
- بررسی تاریخی مکاتب مادیگرا
سید در رسالۀ نیچریه به گزارش عقاید مکاتب گوناگون مادیمشرب دربارۀ چگونگی پیدایی گیاهان و جانداران و کهکشان میپردازد و آراء ذیمقراطیس (دموکریت) و اپیکور و دیوجانس و داروین را نقد میکند.[11] او معتقد است که «وجه مشترک همۀ مذاهب مادی، انکار الوهیت و وجود صانع متعالی است»[12]و رهبران آنها «در اجیال و امم به اشکال متعدده و صور متنوعه و به هیئتهای گوناگون و به اسامی مختلفه ظهور و بروز نمودهاند».[13]
- نقد علل انحطاط تمدنها
سیدجمال چنین تحلیل میکند که «علة العلل انحطاط اقوام در طول تاریخ، شیوع فکر مادی و انکار الوهیت و نفی ادیان الهی و آموزشهای سازندۀ آنها بوده است».[14] او با مثالهای تاریخی از یونان باستان نشان میدهد که «بدینسان یونانیان… بر اثر نفوذ عقاید اپیگوریان و کلبیان، که نیچریان یونانی به شمار میرفتند، بازار علم و حکمت نزدشان کاسد شد و اخلاقها فاسد گردید».[15] در بخش پایانی رساله، سید اسلام را بهعنوان تنها دینی معرفی میکند که قادر به مقابله با نیچریان است.
- خلاصۀ هدف رساله
سیدجمال در خلاصۀ کلی رساله، هدف خود را در چند جملۀ عربی چنین بیان میدارد: «الدین قوام الأمم و به فلاحُها و فیه سعادتُها و علیه ندارتها و النیشریة جرثومةُ الفسادِ و أرومةُ الأدادِ و منها خراب البلاد و بها هلاکُ العباد.»[16] که معنی آن این است: «دین مایۀ استواری امتهاست و وسیلهای است برای خوشبختی ایشان و بر آن است بزرگی و بیهمتایی ملتها و نیچریه مکروب فساد است و ریشۀ اختلافات و عامل ویرانی شهرها و سبب مرگ بندگان.» این رساله نشاندهندۀ عمق نگاه سیدجمال به چالشهای فکری عصر خود و ارائۀ راهکار اسلامی برای مواجهه با آنها است.[17]
- نقد مادیگرایی اقتصادی
سیدجمالالدین اسدآبادی در رسالۀ «حقیقت مذهب نیچری و بیان حال نیچریان»، مادیگرایی را اساس «فساد مدنیت و تباهی هیئت اجتماعیه» میخواند.[18] به اعتقاد او، مکتب نیچری میکوشد «دین را براندازد و اباحت و اشتراک را در میان همۀ مردم تأسیس کند»؛ بدین ترتیب، اقتصاد صرفاً در قالب منافع حسی و «حقّ مشاع» تعریف میشود و مالکیت خصوصی و قداست سرمایۀ انسانی از میان میرود. اسدآبادی این دیدگاه را «جرثومه الفساد» مینامد و هشدار میدهد که پذیرش آن، «اموال مشاعه را در دست غاصبان» قرار میدهد و «اقتصاد را به میدان نهب و خطف» بدل میسازد.
سیدجمال نخستین نقد خود را بر ضرورت ایمان برای پایداری نظم اقتصادی بنا و تصریح میکند که «دین مطلقاً سلسله انتظام هیئت اجتماعیه است و بدون دین هرگز اساس مدنیت محکم نخواهد شد».[19] از منظر او، وقتی اعتقاد به «ثواب و عقاب» سلب شود، قوۀ بازدارندۀ «امانت» در معاملات فرو میریزد؛ در نتیجه، «قتل و نهب فاش خواهد گردید» و «راههای تجارت بسته و ابواب فقر و فاقه گشوده میشود». بنابراین، مادیگرایی اقتصادی نهتنها رشد تولید را تضمین نمیکند، بلکه سازوکارهای اعتماد و اعتبار را از بین میبرد.
دومین نقد سید جمال به «اشتراک مطلق اموال» بازمیگردد. او توضیح میدهد که اگر همهچیز «حقّ مشاع» شود، هیچکس «بار گران تکالیف» کار و تولید را بر دوش نمیگیرد و «دولاب مبادلات از حرکت بازمیماند»؛ این تحلیل نقطۀ مقابل انگارۀ «دست نامرئی» آدام اسمیت است که مالکیت خصوصی و انگیزۀ سود را محرک تولید میداند. به بیان اسدآبادی، حذف انگیزۀ مالکیت، «حیا را از میان میبرد» و راه را برای «غدر و خیانت و دروغ و حیل» باز میکند.
سوم آنکه سیدجمال ریشۀ فقر ساختاری را در «سفلگی و جبانت» حاکمان و ترویج ایدئولوژی نیچری میبیند. او نمونۀ تاریخی نابودی تمدن فارس به دست مزدک را یاد میکند؛ جایی که اندیشۀ اشتراک اموال، «سبب زوال آن گردید». این ارجاع تاریخی برای نشان دادن پیامدهای اقتصادی نفی مالکیت خصوصی است: سقوط تولید کشاورزی، فروپاشی نظام مالی و در نهایت شکست سیاسی.[20] از دیدگاه اسدآبادی، الگوی جایگزین برای توسعۀ اقتصادی، بازگشت به «سه اعتقاد و سه خصلت» است: ایمان به اشرفیت انسان، برتری امت و هدفمندی حیات، در کنار حیا، امانت و صداقت. او نتیجه میگیرد که بدون این بنیادهای اخلاقی «هیچ سببی مؤثرتر از این تعلیم در فساد اخلاق یافت نمیشود». بر این اساس، سیاستگذاری اقتصادی در جهان اسلام باید «حفظ دین» و «تقویت امانت در معاملات» را مقدم بر هر اصلاح فنی بداند؛ زیرا توسعه بدون اخلاق، به قول او، «چون بنایی بر ریگ روان است» که با نخستین بحران فرو میپاشد.
- الگوی اسلامی توسعه در رساله
سیدجمالالدین اسدآبادی در بخش پایانی رسالۀ «نیچریه»، پس از نقد جامع و مستدل مکاتب مادیگرا، به ارائۀ الگوی جایگزین اسلامی توسعه میپردازد. وی با تأکید بر جملۀ معروف خود، «الدین قوام الامم و به فلاحها…»،[21] بنیان نظری الگوی اسلامی توسعه را بنا نهاد.
-
- مبانی نظری الگوی اسلامی ه
اسدآبادی الگوی اسلامی توسعه را بر دو رکن اساسی بنا کرد. این دو رکن مستقیماً از متن رسالۀ نیچریه قابلاستخراج است.
الف) عقاید ثلاثۀ شریفه
سیدجمال در رساله مینویسد: «انسانها را از دیرزمان به سبب ادیان، سه اعتقاد و سه خصلت حاصل شده است، که هریک از آنها رکنی است رکین از برای قوام ملل و پایداری هیئت اجتماعیه.»[22] این عقاید عبارتاند از: عقیدۀ اول، «اعتقاد است بر اینکه انسان فرشتهای است زمینی و اوست اشرف مخلوقات»،[23] این اعتقاد بنیان کرامت انسانی و ارزش ذاتی او را میسازد؛ عقیدۀ دوم، «یقین است بدین که امت او اشرف امم است و بهغیر از امت او همه بر باطل و بر ضلالاند»،[24] این عقیده موجب رقابت سازنده میان ملل و انگیزه برای تعالی جمعی میشود؛ عقیدۀ سوم، «جزم است بدینکه انسان در این عالم آمده است از برای استحصال کمالات لائقه که بدانها منتقل گردد و به عالم افضل و اعلی»،[25] این اعتقاد انگیزۀ دائمی برای تکامل و پیشرفت ایجاد میکند.
ب) خصائل جلیلۀ سهگانه
سیدجمال خصال حاصل از عقاید دینی را «حیا و امانت و صداقت» معرفی میکند: «حیا این صفت مدار نظام اجتماعی و اساس درستی است. امانت بنیان هر نظام اقتصادی سالم محسوب میشود و صداقت.» [26]
- ویژگیهای الگوی اسلامی توسعه
الگوی اسلامی توسعه باید بیانگر و دارای نشانهها و ویژگیهایی باشد که دایر مدار مبانی نظری یا به عبارت بهتر، مبنی بر عقاید ثلاثۀ شریفه باشند. در ادامه به بیان این موارد میپردازیم.
- توسعۀ فراگیر و متوازن
اسدآبادی معتقد است اسلام «سعادت » را هدف قرار داده است و هم به بعد مادی و هم معنوی زندگی توجه دارد. وی تأکید میکند: «دین مطلقاً سلسله انتظام هیئت اجتماعیه است و بدون دین، هرگز اساس مدنیت محکم نخواهد شد.»[27]
- عدالت اقتصادی و رفع فقر
سیدجمال اسلام را دینی میداند که درهای شرافت را به روی نفوس گشوده، حق هر نفسی را هر فضیلت و کمالی اثبات میکند و امتیازات نژادی و طبقاتی را رد مینماید؛ این رویکرد، بنیان عدالت توزیعی در الگوی اسلامی توسعه را شکل میدهد.[28]
- نقش عقل و علم در توسعه
در الگوی اسلامی اسدآبادی، عقل جایگاه محوری دارد. وی مینویسد: «اسلام پیروان خود را به مطالبۀ برهان فرامیخواند و اعتقاد بلا دلیل و اتباع ظنون را نکوهش میکند.»[29] این تأکید بر عقلانیت، محرک پیشرفت علمی و تکنولوژیکی است.
- مسئولیت اجتماعی و نظارت
اسدآبادی «امر به معروف و نهی از منکر» را «اعظم فروض و واجبات دین» قلمداد میکند؛ اصلی که مکانیسم نظارت اجتماعی و مسئولیتپذیری جمعی را در الگوی توسعۀ اسلامی تضمین خواهد کرد.[30]
نتیجهگیری
رسالۀ «نیچریه» سیدجمالالدین اسدآبادی، بهعنوان نخستین اثر چاپی این متفکر بزرگ، نقشی محوری در تاریخ اندیشۀ اسلامی معاصر ایفا میکند. این اثر، که در شرایط بحرانی جهان اسلام در قرن نوزدهم نگاشته شد، نهتنها نقدی جامع و استدلالمحور بر مادیگرایی و طبیعتگرایی ارائه میدهد، بلکه الگویی نوآورانه و بومی برای توسعۀ جوامع اسلامی طراحی میکند. اسدآبادی با ارائۀ تحلیل عمیق تاریخی، نشان میدهد که انحطاط تمدنها در طول تاریخ، ریشه در نفوذ افکار مادیگرایانه و انکار الوهیت داشته است. این تحلیل، او را به ارائۀ الگویی اسلامی رهنمون میکند که بر دو رکن اساسی «عقاید ثلاثۀ شریفه» و «خصایل جلیلۀ سهگانه» بنا شده است. عقیده به اشرفیت انسان، برتری امت و هدفمندی زندگی همراه با خصایل حیا، امانت و صداقت، چهارچوبی جامع برای توسعۀ متوازن مادی و معنوی فراهم میکند. الگوی توسعۀ اسلامی اسدآبادی با تأکید بر توسعۀ فراگیر و متوازن، عدالت اجتماعی، نقش محوری عقل و علم، و مسئولیت اجتماعی، پاسخی مناسب به چالشهای دوران خود ارائه میدهد. این الگو نهتنها در برابر مادیگرایی محض ایستادگی میکند، بلکه راهکاری عملی برای حفظ هویت اسلامی در عین پیشرفت و توسعه پیشنهاد مینماید. اهمیت این رساله در بستر معاصر، بیش از گذشته، آشکار است. جوامع اسلامی امروز نیز با چالشهایی نظیر نفوذ فرهنگ مادیگرایانه، استعمار فرهنگی و بحران هویت مواجه هستند. الگوی پیشنهادی اسدآبادی با تلفیق ارزشهای اسلامی و نیازهای عصر جدید، زمینهای مناسب برای بازتعریف توسعه در جهان اسلام فراهم میکند و میتواند به تقویت هویت اسلامی و دستیابی به توسعهای مستقل و خودکفا کمک شایانی نماید. بدین ترتیب، رسالۀ «نیچریه» فراتر از متنی تاریخی، طرحی راهبردی برای توسعهای است که در آن عقلانیت و معنویت همزمان پیش میروند. این اثر میتواند الهامبخش راهکارهای نوین برای رفع بحرانهای کنونی جهان اسلام باشد و بهعنوان راهحلی بومی و پایدار برای توسعۀ جوامع اسلامی عمل کند. دیدگاههای اسدآبادی در این رساله، پایهگذار گفتمان اصلاحی است که بعدها توسط شاگردان و پیروان او تکمیل شد و توسعه یافت و همچنان، در اندیشۀ اسلامی معاصر تأثیرگذار است.
منابع
اسدآبادی، سیدجمالالدین، نیچریه یا ناتورالیسم، تبریز: بنگاه مطبوعاتی دین و دانش، 1327.
حلبی، علیاصغر، زندگی و سفرهای سیدجمالالدین اسدآبادی، تهران: انتشارات زوار، ۱۳۷۹.
خسروشاهی، سیدهادی، نامهها و اسناد سیاسی ـ تاریخی سیدجمالالدین اسدآبادی، تهران: انتشارات قلۀ شروق، ۱۳۷۹.
اسدآبادی، سیدجمالالدین، حقیقت مذهب نیچری و بیان حال نیچریان، بمبئی: چاپ حسینی، ۱۲۹۸ق.
رهبری، مهدی، سیدجمالالدین اسدآبادی و نوگرایی دینی، در مجموعه مقالات همایش یکصد و پنجاهمین سالگرد سیدجمالالدین اسدآبادی، تهران: انتشارات کتابراه، ۱۳۸۸.
شافعیپور، ایوب، «نیچریه و چرایی پرداختن سیدجمالالدین اسدآبادی به این موضوع در هند آن روز»، چهارمین همایش ملی بیداری و احیای تمدن اسلامی بر مبنای اندیشههای سیدجمالالدین اسدآبادی، اسدآباد، ۱۴۰۲.
صاحبی، مصباحالدین جعفری، تاکتیکهای انقلابی سیدجمالالدین اسدآبادی، قم: انتشارات هادی، ۱۳۵۸.
محیط طباطبایی، سید محمد، سیدجمالالدین اسدآبادی و بیداری مشرقزمین، قم: انتشارات شروق، ۱38۰.
نوازنی، بهادر، آرا و اندیشۀ سیدجمالالدین اسدآبادی، تهران: انتشارات کتابراه، ۱۳۸۷.
خسروشاهی، سیدهادی، العروة الوثقی، تهران: انتشارات قله شروق، ۱۳۷۹.
شیرودی، مرتضی، سیدجمالالدین اسدآبادی و روششناسی بومیسازی مفاهیم مدرن سیاسی، انسانپژوهی دینی (دین و سیاست)، ۱۳88.
[1] کارشناسی اقتصاد دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد.
[2] خسروشاهی، 1379، ص 12.
[3] خسروشاهی، 1379، ص 31.
[4] اسدآبادی، 1327، ص 32.
[5] خسروشاهی، 1379، ص 25.
[6] اسدآبادی، 1327، ص 52.
[7] رهبری، 1388.
[8] خسروشاهی، 1379، ص 13.
[9] خسروشاهی، 1379، ص 12.
[10] شافعیپور، 1402.
[11] خسروشاهی، 1379، ص 20.
[12] خسروشاهی، 1379، ص 307.
[13] خسروشاهی، 1379، ص 22.
[14] خسروشاهی، 1379، ص 307.
[15] اسدآبادی، 1327، ص 32.
[16] خسروشاهی، 1379، ص 15.
[17] نوزانی، 1387.
[18] سیدجمالالدین، ۱۲۹۸ق، ص ۲.
[19] سیدجمالالدین، ۱۲۹۸ق، ص ۲.
[20] حلبی، 1379.
[21] خسروشاهی، 1379، ص 15.
[22] خسروشاهی، 1379، ص 25.
[23] محیط طباطبایی، 1380، ص 215.
[24] محیط طباطبایی، 1380، ص 220.
[25] محیط طباطبایی، 1380، ص 217.
[26] محیط طباطبایی، 1380، ص 220.
[27] سیدجمالالدین، ۱۲۹۸ق، ص ۲.
[28] شیرودی، 1388.
[29] خسروشاهی، 1379، ص 92.
[30] صاحبی، 1358.


