مصاحبه با استاد اسدپور[1][2]
شبکۀ مفهومی اندیشههای اقتصادی سیدجمال
- مقدمه؛ پایگاه حکمی و معرفتی سیدجمالالدین؛ از حکمت و الهیات اسلامی تا اقتصاد اسلامی
بعد از جدال با دوران مدرن، انقلابهای علمی، انقلابهای صنعتی و آن فضای استعماری دولتهای غربی در برابر کشورهای آسیایی و آفریقایی، نخستین شخصیتی که میتوان ایدهپردازیهایش را حول مفهوم اقتصاد اسلامی گردآوری و بعضی از مفاهیم و بنیادهای فکری و امتدادهای اقتصادی آن را صورتبندی کرد، مرحوم سیدجمالالدین اسدآبادی است.
مرحوم سیدجمال علیرغم اینکه خوبیها و مزیتهای غرب را برمیشمرد، هم از نزدیک به دیدن مظاهر تمدنی غرب و نحوۀ رشد و پیشرفت تمدن آنها پرداخت، هم اروپا و آن روزِ قارۀ تازه کشفشدۀ آمریکا را دید. اما او مانند خیلی از منورالفکرها و روشنفکران نسل اول ما، شیفته و شیدای غرب مدرن نشد و در کنار دیدن خوبیهای غرب، سعی کرد نگاههای انتقادی و نقادانه هم داشته باشد.
علاوهبر این، سیدجمال سعی کرد منطبق بر همان پایگاه حکمی و معرفتی سنت تاریخی خویش، دربارۀ غرب و خوبیها یا بدیهای آن نظر دهد. شاید این مؤلفه از همه مهمتر باشد که انگار، سیدجمال مبتنی بر یک پایگاه فکری و معرفتی با غرب وارد گفتوگو میشد. بر این اساس، ایشان هم میتوانست خوبیها و مزایای غرب را معرفی و برجسته کند، هم براساس پایگاه حکمی معرفتی خویش، نکات سلبی و انتقادیاش را یادآور شود و تذکر دهد.
در پایگاه حکمی و معرفتی سنت تاریخی سیدجمال، دستگاه فلسفه بهطور عام و فلسفۀ صدرایی بهطور خاص مورد توجه است. بههرحال، سیدجمال حقیقتاً یک فیلسوف بود و بر ارجاع به قرآن و سنگبنا بودن منبع قرآن در معرفت دینی بسیار اتکا داشت. او بر احیای قرآن و ارائۀ تفسیر اجتماعی و سیاسی از آن نیز بسیار اهتمام ورزید.
همچنین، سیرۀ پیغمبر اکرم2 و آن مدینۀ فاضلۀ نبوی برای سیدجمال بسیار برجسته بود. البته، هم قرآن و هم سیرۀ نبوی، زبانی مشترک به سیدجمال بخشید که بتواند با مذاهب و فرق اسلامی وارد گفتوگو شود. در این بین، او با احیای نهجالبلاغه سعی کرد گرایش شیعی و ارادتی را که به مولا امیرالمؤمنینg داشت، پررنگ کند.
شاگردان سیدجمال در مصر، با اینکه سنت کلامیشان اجازۀ حکمتورزی یا مثلاً رجوع به نهجالبلاغه و… را نمیداد، همگی در حوزۀ فلسفه و عقلانیت، حوزۀ قرآن، حوزۀ احیای نهجالبلاغه و تصحیح و تحقیق و تفسیر آن و البته، ارائۀ تفسیر سیاسی ـ اجتماعی از قرآن و سیرۀ نبوی ید طولایی داشتند. اثرگذاری سیدجمال در آن طیف روشنفکران دینی مصر، خیلی واضح است. دربارۀ تاثیرگذاری سیدجمال بر پیدایش روشنفکری دینی در مصر، آثار مختلفی نوشته شده است که شاید مهمترین آنها خاطرات «محمد عبده» از شخصیت سیدجمال است. محمد عبده در زیستنامهاش، ضمن مرور خاطرات، بر تأثیرگذاری شخصیت سیدجمال در روشنفکری دینی مصر بسیار تأکید میکند.
۲. صورتبندی شبکۀ مفاهیم نظریۀ اقتصاد اسلامی سیدجمالالدین اسدآبادی
در این بخش، بنا داریم مفاهیمی را که میتوان نظریۀ اقتصاد اسلامی سیدجمال را بهنحوی از آن استخراج کرد، مورد بحث قرار دهیم. یادآوری این نکته لازم است که شاید سیدجمال، اثر مستقلی دربارۀ اقتصاد یا اقتصاد اسلامی تدوین نکرده باشد، اما این مفاهیم در مجموعه مقالات او که در مجلۀ عروة الوثقی آن زمان منتشر میشد یا در مجموعه سخنرانیها و ارائههایی که در مصر داشت یا بیشتر در تقریرهای شاگردانش مانند خاطرات محمد عبده وجود دارد.
یک سند دیگر، نامههای سیدجمال است که به شخصیتهای مختلف ازجمله شخصیتهای سیاسی و حاکمان و رؤسای جمهور و نخستوزیران و دیگر شخصیتهای علمی نوشته است. به نظر میرسد که در آن نامهها میتوان دلالتهای روشنی دربارۀ مفاهیمی که حول اقتصاد و اقتصاد اسلامی است، یافت. در ادامه به نمونههایی از این مفاهیم اشاره میکنیم، منتها باید تلاش کرد شبکهای مفهومی از دل این متنها ایجاد شود تا بتوان آن نظریۀ اقتصاد اسلامی را بهنوعی در یک چهارچوب مفهومی و در یک شبکۀ مفهومی صورتبندی کرد.
نظریۀ اقتصاد اسلامی سیدجمالالدین اسدآبادی و شبکۀ مفهومی آن را با 8 کلیدواژه و 8 مفهوم میتوان صورتبندی کرد. ذیل هرکدام از این مفاهیم نیز میتوان مفاهیم متکثرتری را دنبال کرد و نمونههای واقعی را از متن خود سیدجمال استخراج نمود.
۱.۲. مفهوم اول: استعمار و استثمار اقتصادی غرب مدرن
اولین مفهومی که برای سیدجمال بسیار برجسته و پررنگ است و نهفقط در حوزۀ اقتصاد، بلکه کلاً نوع مواجهۀ او با غرب مدرن را صورتبندی میکند، آن خوی استعماری و استثماری غرب است. سیدجمال علت اصلی انحطاط تمدن اسلامی را استعمار و استثمار غرب معرفی میکرد.
البته، سیدجمال به عوامل و زمینههای درونی جامعۀ اسلامی همچون تفرقه، تنبلی و کاهلی امت اسلام و استبداد سلاطین و حکمرانان جامعۀ اسلامی نیز توجه داشت و در همۀ آثارش بر آن تأکید میکرد، اما معتقد بود در زمانۀ کنونی (و زمانهای که سیدجمال در آن تنفس میکرد)، استعمار همۀ آن عوامل دیگر را ضریب میدهد و پررنگ میکند. بنابراین نقش محوری با استعمار است؛ آن استعمار، استبدادهای دستنشانده را تقویت میکند، آن استعمار به تفرقه بین امت اسلامی دامن میزند، آن استعمار در واقع فرهنگ مصرفگرایی و نه تولید و نه کار را در جامعۀ اسلامی گسترش میدهد، کأن ما را عادت میدهد به آن تنبلی و کاهلی تاریخی.
ازاینرو، سیدجمال مؤلفۀ اصلی مبارزاتی خویش را بر نفی استعمار گذاشت و معتقد بود تا زمانی که استعمار هست، نمیتوانیم با استبداد هم مبارزۀ جدی داشته باشیم؛ چون استعمار است که نیروهای استبدادی را تقویت میکند و ضریب میدهد و به آن دامن میزند.
لذا اگر بخواهیم مسئلۀ استعمار را بهصورت اقتصادی صورتبندی کنیم، اولین کلیدواژه و اولین مفهوم، که به نظر یکی از دالهای مرکزی اصلی نهضت اصلاحی سیدجمال است، استعمار و استثمار اقتصادی است. ایشان تأکید میکند که بالاخره، استعمار و استثمار غربی عامل اصلی تخریب اقتصاد کشورهای اسلامی ازجمله ایران است و معتقد است تا زمانی که سلطۀ اقتصاد غربی هست، ثروتهای طبیعی و مالی جهان اسلام به یغما میرود و عملاً ما دچار وابستگی اقتصادی سنگین به غرب استعماری خواهیم بود. بهعنوان نمونه، یک متن سیدجمال در زمینۀ استعمار، نامهای است که به میرزای شیرازی نوشته است. آن نامه، نامهای است که در اعلام فتوای تحریم تنباکوی میرزای شیرازی تأثیر بسزایی داشت. برخی معتقدند این نامۀ سیدجمال، مهمترین عامل گرفتن فتوای تحریم تنباکو از میرزای شیرازی بود. البته، سیدجمال پیگیریهای مفصلی ازطریق علمای مختلف انجام داد تا بالاخره این فتوا از میرزای شیرازی گرفته شود؛ حتی قصد داشت به دیدار میرزا برود، اما میرزا اجازۀ حضور سیدجمال را نداد. در نهایت، همحجرۀ پیشین سیدجمال که عضو هیئت استفتای میرزای شیرازی بود، عامل اعمال فشار بر میرزا برای گرفتن فتوای تحریم تنباکو شد.
آن همحجرهای سابق، مرحوم میرزای نایینی بود که در آغاز طلبگی، همحجرۀ سید جمال شده بود. بعدها که سیدجمال به هند رفت، میرزای نایینی در نجف رشد یافت و در درس شیخ انصاری و سپس، در درس میرزای شیرازی تملذ کرد. مرحوم نایینی در دورهای که در درس میرزای شیرازی شرکت میکرد، جزو هیئت استفتاء ایشان شد و سیدجمال ازطریق مرحوم نایینی بر مرحوم میرزای شیرازی اعمال فشار میکرد.
یک سندش خود همین نامه است. در این نامه، خیلی روشن و شفاف به عوامل و زمینههای عقبماندگی اقتصادی اسلامی اشاره شده و تأثیر استعمار و استثمار غرب مدرن بهشدت پررنگ و برجسته است. لذا مصر است که آن دال مرکزی و مفهوم اصلی که بایستی امروز، حرکتی اصلاحی و مصلحانه حول آن شکل بگیرد، بحث استعمار است.
استعمار در قالبهای مختلفی ظهور و بروز داشته است؛ از حملۀ نظامی و استعمار مثلاً سخت که در دورهای، امثال فرانسه و قبلتر از آن پرتغال و اسپانیا عمدتاً محورهای این نوع استعمار بودند تا استعمارهای اقتصادی نرمتر مانند قراردادهای تجاری در واقع ننگین یا استقراضهای سنگین کشورهای مختلف اسلامی ازجمله دربار قاجار از دولتهای اروپایی و در نهایت، بحث به یغما بردن منابع طبیعی و منابع اولیۀ کشورهای اسلامی با ثمن بخس و قیمت ارزان. اینها انواع و اقسام استثمارها و استعمارهای اقتصادی است که سیدجمال، بهطور خاص در نامههایش، آنها را ذکر میکرد. پس کلیدواژۀ اول، نقد استعمار و استثمار اقتصادی غرب مدرن است.
۲.2. مفهوم دوم: ضرورت استقلال اقتصادی کشورهای اسلامی
کلیدواژۀ دومی که سیدجمال آن را پررنگ میکرد و بهطور خاص در نامهها و در برابر استعمار و استثمار غربی بر آن تأکید داشت، ضرورت استقلال اقتصادی کشورهای اسلامی بود. به تعبیری، آن مفهوم و معنایی که بعدها در ادبیات علمای شیعه یا بعدتر در خود سیاست انقلاب اسلامی پررنگ شد و در قانون اساسی جمهوری اسلامی و اسناد بالادستیمان نیز به کار رفت، بحث خودکفایی اقتصادی است. سیدجمال بهطور ویژه به تبیین ضرورت استقلال اقتصادی و خودکفایی اقتصادی کشورهای اسلامی میپرداخت و در واقع، میتوان گفت پایهگذار این نگرش، سیدجمال بود.
۳.۲. مفهوم سوم: مبارزه با فقر و تمرکز بر عدالت اجتماعی
مفهوم سوم، اهتمام جدی سیدجمال به مبارزه با فقر و تأکید بر عدالت توزیعی در چهارچوب عدالت اجتماعی است. این مسئله در آثار او نمودهایی دارد؛ ازجمله در بخش فقهی و اجتهادی، سیدجمال به کارکرد نهادهای دینی مانند زکات و وقف برای کاهش فقر در جامعه توجه ویژهای نشان داده است.
سیدجمال در نهادهای دینی بهدنبال کارکرد اقتصادی متناسب با ساختار اقتصاد جدید بود و تلاش میکرد زکات را در فهم، اجرا و تحقق، بهگونهای بازتعریف کند که کارکرد اصلی آن ـ که در برخی روایات آمده، «تزکیۀ جامعه از فقر» ـ تحقق یابد؛ بنابراین، این حوزه نیازمند احیا و بازسازی است، یا در سطح مفهومی و فقهی زکات یا در مرحلۀ تحقق و اجرا. اگر درک ما از زکات مشکلی ندارد، باید موانع تحقق آن را بررسی کرد که چرا علیرغم پرداخت زکات، جامعه از فقر پاک نمیشود و فقر و نابرابری در جهان اسلام رو به افزایش است؟
بنابراین، مفهوم سوم را میتوان «مبارزه با فقر» و تمرکز بر عدالت اجتماعی دانست؛ بهویژه در سطح توزیع عادلانۀ درآمدها، بهگونهای که همۀ اقشار جامعه را پوشش دهد. نمونههایی از این نگرش در متن نامههای سیدجمال نیز دیده میشود.
۴.۲. مفهوم چهارم: توسعۀ علم و فناوری
چهارمین مفهوم، توسعۀ علم و فناوری است که با هدف رسیدن به اقتصادی خودکفا و مستقل در جهان اسلام مطرح میشود؛ در واقع، برای تحقق این هدف، توسعۀ علمی، صنعتی و فناورانه ضرورت دارد.
در همین راستا، سیدجمال دغدغۀ طبقهبندی مجدد علوم و بازسازی علوم اسلامی را مطرح میکند؛ بازسازی بر مبنای حکمت سنتی، اما در توازن و تعامل با علوم مدرن که پشتوانۀ تمدن جدید هستند. ازنظر او، باید علوم و فنون اسلامی، بدون افتادن در دام پوزیتیویسم افراطی، بر پایۀ دستگاه معرفتی خود بازطراحی شوند.
البته، سیدجمال اقدام عملی خاصی در این زمینه نکرد؛ زیرا نقش اجتماعی و سیاسی خود را در جای دیگری تعریف کرده بود، اما به علما و فلاسفۀ جوامع اسلامی تذکر میداد که ناگزیر از بازطراحی طبقهبندی علوم خود هستند تا توازنی میان علوم جدید و قدیم مبتنی بر مبانی معرفتشناختی بومی برقرار شود.
سیدجمال از مفهوم «فلسفۀ صنعتی» نیز سخن میگوید که ناظر بر ضرورت بازخوانی توسعۀ علمی و فناورانه بر پایۀ مبانی حکمی و معرفتی اسلامی و بومی است. این بازخوانی میتواند تغییراتی بنیادین در نسبت علم و فناوری ایجاد کند و ظرفیت رقابت با تمدن رقیب، یعنی غرب مدرن را فراهم آورد.
۵.۲. مفهوم پنجم: وحدت اسلامی و همکاریهای اقتصادی دولتهای مسلمان
یکی از مفاهیم کلیدی در اندیشۀ سیدجمال، فراتر از حوزۀ اقتصاد، وحدت اسلامی و همکاریهای اقتصادی میان دولتهای مسلمان است. سیدجمال در دورهای به احیای خلافت اسلامی میاندیشید و به همین دلیل، با استقبال عثمانیها، که خواهان احیای خلافت بودند، روبهرو شد، اما از آن سو، علمای شیعه با اندیشۀ او همراه نشدند.
در ابتدا، وحدت اسلامی در نظر سیدجمال با یک حاکمیت واحد در جهان اسلام معنا مییافت، اما پس از سفر به کشورهای مختلف مانند ایران، هند، عثمانی، مصر و پاکستان و مشاهدۀ واقعیتهای اجتماعی، قومی و ملی به این نتیجه رسید که این آرمان، حتی اگر مطلوب باشد، در شرایط فعلی ممکن و مقدور نیست؛ زیرا اختلافات قومی، مذهبی و ملی، که استعمار نیز به آن دامن میزند، مانع تحقق خلافت واحد میشود.
در نتیجه، سیدجمال بهسمت ایدۀ «اتحادیۀ کشورهای اسلامی» گرایش پیدا کرد؛ اتحادیهای برای همکاری در حوزههای مختلف، بهویژه همکاریهای اقتصادی. او معتقد بود اگر کشورهای اسلامی، علیرغم اختلافات قومی و ملی، توسعۀ علم و فناوری را ازطریق همکاریهای مشترک پیش ببرند، میتوانند در برابر سلطۀ استعمار غرب مقاومت کنند و رقیب تمدنی معناداری شکل دهند.
سیدجمال استقلال اقتصادی را صرفاً در سطح ملی معنا نمیکرد، بلکه آن را در مقیاس جهان اسلام میدید. به باور او، برای دستیابی به استقلال اقتصادی واقعی، باید انباشت منابع و ذخایر مالی در سطح جهان اسلام مورد توجه قرار گیرد، نهفقط منابع داخلی یک یا دو کشور. تنها در این صورت میتوان با غرب مدرن رقابت کرد و به خودکفایی اقتصادی رسید.
۶.۲. مفهوم ششم: نقد نظام مالیاتی و نسبت آن با استبداد
مفهوم ششم در شبکۀ مفهومی اقتصادی سیدجمال، نقد جدی به نظام مالیاتی کشورهای اسلامی است که با مسئلۀ استبداد پیوند دارد. سیدجمال اصلاح نظامهای مالیاتی را یکی از ضرورتهای توسعۀ اقتصادی میدانست و معتقد بود نظامهای مالیاتی فعلی ظالمانهاند و توسط مستبدان تحمیل میشوند؛ این نظام نهتنها موجب توسعۀ اقتصادی نمیشود، بلکه فقر و نابرابری را تشدید میکند.
سیدجمال بر این باور بود که نظام مالیاتی ناصحیح و ناعادلانه از موانع اصلی تحقق عدالت اجتماعی است. او در کنار مبارزه با استعمار غرب، که آن را دالّ مرکزی اندیشۀ خود میدانست، توجه ویژهای نیز به مبارزه با استبداد در حوزۀ اقتصادی داشت.
او از حقوق کارگران و مستضعفان سخن میگفت، اما طرح مشخصی برای تحقق این حقوق ارائه نمیداد یا در زمینۀ جایگزینی نظام مالیاتی ظالمانه، ایدۀ اجرایی روشنی نداشت؛ بااینحال، بارها بر ضرورت اندیشهورزی در این زمینه تأکید میکرد.
در نگاه سیدجمال، مفاهیمی مانند خراج، جزیه، زکات و وقف نیز باید از منظر کارکرد اجتماعی و کارآمدی بازخوانی شوند. او این نهادها را نه صرفاً احکام شرعی، بلکه ابزارهایی برای تحقق عدالت اجتماعی میدانست. این نگاه در فقه رایج جایگاه چندانی ندارد، اما سیدجمال، بهعنوان مصلح دینی و اجتماعی، بر آن تأکید میکرد.
۷.۲. مفهوم هفتم: نقد بانکداری ربوی
از همین منظر، سیدجمال نقد اولیه اما مهمی به بانکداری ربوی غرب وارد کرد. توجه او به این مسئله در زمانی که مفهوم اقتصاد اسلامی هنوز شکل نگرفته بود، بسیار پیشرو محسوب میشود. سیدجمال به نظام بانکداری ربوی غرب و تأثیر آن در وامدهی به دولتهای اسلامی و به دام انداختن آنها اشاره کرد؛ هرچند جایگزینی برای بانکداری ربوی ارائه نداد، اما هشدارهای اولیهاش دربارۀ سازوکارهای نظام اقتصادی غرب و نقش مخرب بانکهای ربوی در اقتصاد دولتهای اسلامی، نشان از آیندهنگری او داشت.
البته، تذکری داده شد که میتوان بهجای استقراض از بانکهای جهانی و بانکهای دولتهای اروپایی، نهاد اجتماعی جهان اسلامی را بر پایۀ سنت قرضالحسنه ایجاد کرد. به این مقدار توجه میشود، اما طرح کلی چیست؟ چندان گسترده نیست. یعنی تلاش میشود که در برابر بانکهای غرب، نهادسازی سنت اسلامی قرضالحسنه در کلیت جهان اسلام و نهفقط در یک کشور صورت گیرد؛ زیرا اگر این نهادسازی به یک کشور محدود شود، بهتعبیر سیدجمال، مقابله با هژمونی تمدن غرب ممکن نخواهد بود. این امر زمانی امکانپذیر است که تمام دولتهای اسلامی و جهان اسلام در این قرضالحسنۀ اسلامی مشارکت داشته باشند و منابع و داراییهای خود را به اشتراک بگذارند تا در نتیجه، بتوان در برابر داراییها و نظام بانکداری غرب ایستاد.
حال، اگر بانکداری را در نظر بگیریم و رباخواری و بانکداری غربی را نیز به آن بیفزاییم و سپس، بر نهادسازی مبتنی بر مفاهیم دینی مانند زکات، وقف و قرضالحسنه تأکید کنیم، به نظر میرسد شبکۀ مفهومی در نظریۀ اقتصاد سیدجمال شکل میگیرد.
8.۲.مفهوم هشتم: اخلاق اقتصادی
در ذیل برخی بحثها، موضوع اخلاق اقتصادی این ظرفیت را دارد که بهعنوان سرفصلی مستقل به آن پرداخته شود. ادبیات آن کمحجم و نحیف است، اما توجه به اخلاق اقتصاد دارد، مثلاً مبارزه با ارتشا، رشوهخواری، مالاندوزی ثروتمندان و موارد مشابه. در حوزۀ اخلاق اقتصاد، این موضوع میتواند بهعنوان یک سرفصل به آن شش سرفصل افزوده شود. البته، احتکار، غش در معامله، اغوای مشتری، گرانفروشی و موارد مشابه که بهصورت تاریخی در فقه مطرح بودهاند، روشن است، اما در نظام اقتصادی جدید جامعۀ اسلامی، توجه به اخلاق و هنجارهای اسلامی اهمیت دارد. اگر نهادسازی شود، نظامات اجرایی آن باید مبارزه با ناهنجاریهای اخلاقی را مدنظر قرار دهند.
بهعنوان نمونه، شبکۀ نظارتی لازم است تا ارتشا، احتکار، گرانفروشی، غش در معامله و موارد مشابه را کنترل کند. این شکلبندی در نامههای سیدجمال وجود ندارد، اما تذکراتی داده شده که جهان اسلام گرفتار فساد شده است و مسلمانان در تجارت جهانی بهعلت غش در معامله بدنام شدهاند. این تذکرات نشان میدهد توجه به هنجارهای اخلاقی در نظام اقتصادی اهمیت دارد.
به نظر میرسد مجموع این هشت سرفصل، شبکۀ مفهومی قابلتوجهی ایجاد کند. البته، در آثار سیدجمال بسط تفصیلی ندارد، اما دعوت به اندیشیدن حول این مفاهیم، حدود ۱۶۰ تا ۱۷۰ سال پیش، بهعنوان اولین مصلحی که به اقتصاد مدرن غرب توجه کرده، بسیار ارزشمند است. امروز نیز اقتصاد اسلامیخوانها بیشتر از این هشت مفهوم ادبیات تولید نکردهاند؛ بنابراین، سیدجمال پیشرو و مؤثر در جریانهای نظری متأخر به شمار میرود.
[1] استاد حوزه و دانشگاه.
[2] برشی از درسگفتار تاریخ اقتصاد اسلامی معاصر، ترم اول، جلسۀ چهارم.