فلسفۀ مقاومت اقتصادی:تحلیل مبانی فلسفی نقد استعمار در اندیشۀ سیدجمالالدین اسدآبادی
سید سبحان منصوری[1]
مقدمه
در قرن نوزدهم میلادی، قدرتهای اروپایی با تکیه بر برتری نظامی، صنعتی و اقتصادی خود، به گسترش نفوذ در مناطق شرقی پرداختند و اشکال جدید سلطه را پدید آوردند که فراتر از اشغال سرزمینی بود و ابعاد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را در بر میگرفت. ماهیت استعمار اقتصادی در این قرن، با رویکردهای پیشین تفاوتهای اساسی داشت و عمدتاً بر پایۀ نیاز به مواد خام برای صنایع رو به رشد اروپا، یافتن بازارهای تازه برای محصولات صنعتی و سرمایهگذاری در مناطق مستعد کسب سود شکل گرفته بود. این موضوع که به معنای کنترل منابع طبیعی، تحمیل قراردادهای تجاری نابرابر، نفوذ در ساختارهای مالی و بانکی و وابستهسازی اقتصادی کشورهای تحتسلطه بود، به تخریب صنایع بومی، رکود اقتصادی و تشدید فقر در جوامع مستعمره و نیمهمستعمره منجر شد.
در این میان، سیدجمالالدین اسدآبادی یکی از نخستین و مهمترین منتقدان این پدیده بود که تلاش کرد ریشههای انحطاط جوامع اسلامی و علل چیرگی استعمار را واکاوی کند و راهکارهایی برای مقابله با آن ارائه دهد. او نظریۀ مقاومت خود را بر مبنای چهار اساس فلسفی کلیدی یعنی خداشناسی، جهانشناسی، انسانشناسی و جامعهشناسی بنیان نهاد. در بُعد خداشناسی، بر توحید عملی و اتکا به قدرت الهی تأکید میکرد و هرگونه تسلیم در برابر سلطۀ غیر را مغایر با ارادۀ الهی میدانست. از منظر جهانشناسی، جهان را صحنۀ نبرد حق و باطل تلقی میکرد و معتقد بود که مقاومت در برابر ظلم و ستم ازجمله استعمار، وظیفهای الهی و انسانی است. در بعد انسانشناسی، بر کرامت ذاتی انسان و توانایی او برای خودسازی و رسیدن به کمال تأکید داشت و معتقد بود که استعمار با سلب اختیار و اراده از انسانها، آنان را به موجوداتی منفعل تبدیل میکند. در حوزۀ جامعهشناسی نیز بر اهمیت اتحاد و همبستگی ملتهای اسلامی در برابر دشمن مشترک تأکید داشت و معتقد بود که تنها با بازگشت به اصول اسلامی و تشکیل تمدن نوین، میتوان بر سلطۀ خارجی غلبه کرد.
پژوهش حاضر از آن جهت دارای اهمیت است که با تحلیل مبانی فلسفی نقد استعمار در اندیشۀ سیدجمالالدین اسدآبادی، به درک عمیقتری از ابعاد نظری مقاومت در برابر سلطۀ اقتصادی دست مییابیم. این بررسی نهتنها به تبیین ریشههای فکری مخالفت با استعمار در جهان اسلام کمک میکند، بلکه میتواند الهامبخش رویکردهای معاصر در مواجهه با اشکال جدید سلطۀ اقتصادی و فرهنگی باشد. در شرایط کنونی که جهان همچنان با چالشهای ناشی از نابرابریهای اقتصادی و تلاش برای حفظ استقلال مواجه است، مطالعۀ اندیشههای سیدجمال میتواند راهنمایی برای تدوین استراتژیهای مقاومت و ایجاد اعتمادبهنفس در جوامع فراهم کند. این پژوهش با اتکا به منابع معتبر علمی و با رویکردی تحلیلی ـ تفسیری، تصویری جامع از ابعاد فلسفی مقاومت در برابر استعمار در اندیشۀ یکی از مهمترین متفکران اسلامی ارائه خواهد داد.
- مبانی فلسفی مقاومت اقتصادی در اندیشۀ سیدجمالالدین اسدآبادی
سیدجمال نقطۀ عزیمت اندیشۀ اقتصادی خود را مالکیت حقیقی خداوند میداند و تعرّض قدرتهای استعماری به منابع ملتها را «سوءاستفاده از امانتهای الهی» میخواند. او در نامهای به صدراعظم قاجار تصریح میکند که «حقوق عامه متعلق به عدل و قانون حق است و تعدّی به آن، معارض با توحید است».[2] همین مبنا در خطاب سرگشاده به ملکه ویکتوریا توسعه مییابد؛ جایی که انتقال گمرک، خطوط شوسه و معادن ایران به بیگانگان، «فروختن خانۀ محمد2 به اجنبی» نام میگیرد.[3] بدین ترتیب، توحید نزد سیدجمال صرفاً آموزههای کلامی نیست، بلکه بنیان نظری مالکیت ملی و استقلال اقتصادی است و بر همین مبنای توحیدی است که سه رکن (انسانشناسی، جامعهشناسی، جهانشناسی) مهمی که یک سیستم و سیاست اقتصادی را تشکیل میدهد، در منظر او از بعد دنیوی و انسان بهعنوان ابزار صرف خارج میشود و بهعنوان بشری متعالی جلوهگر میگردد.
- انسانشناسی اقتصادی
در رسالۀ «اسباب صیانت حقوق»، انسان موجودی دوبُعدی معرفی میشود: «شهوت و خواهش، او را به اَسفل میبرد و عقل و امانت، به اعلا».[4] از نگاه سیدجمال، هیچ نظام تولیدی بدون موازنۀ این دو نیرو پایدار نمیماند. او با لحنی انتقادی مینویسد: «حکومتی که شهوات را رها کند و عقل را مهمل گذارد، مردم را به حیوانات وحشی بدل میکند.»[5] به همین دلیل، تربیت اقتصادیِ انسان باید از «توحید مالکیت» آغاز و به «تزکیۀ قوای عقلانی» ختم شود؛ امری که او در مقالات پاریس خود، فلسفۀ «تمدن توحیدی» میخواند.[6]
- جامعهشناسی اقتصادی
سعادت در نگاه سیدجمال، ترکیب «تکافؤ حقوق فرد و جامعه» است. او در نامۀ بصره مینویسد: «آحاد هر امّت، اگر به امانت ملتفت نباشند و دولت، حرص و غدر را رها کند، رشتۀ معاملات بریده شود و خانۀ هر قوم بر باد رود.»[7] سیدجمال از یک سو به اصالت فرد قائل است؛ زیرا «بدون تهذیب شخص، اجتماع تهذیب نمیشود»[8] و ازسوی دیگر، بر پیوند نهادهای جمعی برای «تضمین عدالت توزیعی» تأکید میکند.[9] نتیجه آن است که استعمار با گسستن این تعادل و تزریق «اصالت حرص»، ساختارهای ناعادلانۀ اقتصادی را بازتولید میکند.
- جهانشناسی اقتصادی
در رسالۀ فوائد فلسفه، غایت هستی «سیر از تنگنای حیوانیت به فضای بیکران انسانیت» معرفی میشود.[10] آیات «وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ»[11] و «إِنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»[12] برای سیدجمال بیانگر هدفمندی نظام خلقت و نفی مادیگرایی محض است. جهان میدانِ آزمون امانت است، نه مسابقت در تملّک.[13] از این منظر، فلسفۀ مقاومت اقتصادی بر پایۀ همین «توحید در غایت هستی» صورت میبندد: هر طرح اقتصادی که کرامت انسان را نبیند، در تعارض با مقصد آفرینش واقع میشود.[14]
- نظریۀ مقاومت اقتصادی
سیدجمال بر این باور بود که «استقلال کاملِ مللِ مشرق، جز با خودکفایی و رهایی از غلِّ استیلای اقتصادیِ اجانب دستیافتنی نیست».[15] او این خودکفایی را نه صرفاً در تولید کالا، بلکه در «احیای صنایع، تجارت داخلی و سامان دادن بازار مشترک مسلمانان» میدید؛ اقدامی که هم فشار اقتصادی استعمار را خنثی میکند، هم «هویت جمعی امت را تقویت مینماید». بدین ترتیب، مقاومت اقتصادی در اندیشۀ سیدجمال مفهومی دوسویه است: دفع سلطۀ بیرونی و توانمندسازی درونی. همانا احیای صنایع، تجارت داخلی و سامان دادن بازار مشترک مسلمانان نیز به سه مؤلفۀ مهم نیازمند است که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.[16]
-
- نقد بانکداری ربوی و بدیل قرضالحسنه
اسدآبادی نخستین معضل ساختار اقتصادی عصر خود را «ربای رسمی بانکها» میخواند و تصریح میکند: «سودِ مرکّب، چرخۀ فقر را تندتر میگرداند.»[17] درمان مدنظر وی، گسترش صندوقهای قرضالحسنه بود: «قرضالحسنه زکاتِ جاری است؛ سرمایه را از چنگ رباخواران میرهاند و ثروت را در میان ضعفا به گردش میآورد.»[18] به نظر سیدجمال، این نهادِ مالیِ غیرربوی، افزون بر کارکرد حمایتی، «سرمایۀ خرد را در خدمت تولید» قرار میدهد و پایهای برای بانکداری اسلامی میشود.
- مالیات عادلانه و حق ملت
سیدجمال بر نظام مالیاتی عادلانه تأکید دارد و مینویسد: «وظیفۀ سلطان، ستاندن مالیات تنها به مقدار حاجت مملکت است؛ زیاده بر آن، ستم آشکار بر رعیت است.»[19] او پیشنهاد میکند منابع عمومی «بهجای تجمل دربار به آموزش، بهداشت و راهسازی» اختصاص یابد؛ زیرا «عدل در خرج بیتالمال، ستون رفاه عامه است». چنین نظامی دو پیامد دارد: کاهش وابستگی مالی دولت به وامهای خارجی و توزیع عادلانهتر ثروت ملی.
- ضرورت بلوک اقتصادی اسلامی
راهحل نهایی اسدآبادی برای مقابله با استعمار، تشکیل «اتحاد اقتصادی ملل اسلام» است: «اگر مسلمانان بازار و نقدینۀ خود را فراهم آورند، هیچ دولتی جرئت تعدّی نخواهد داشت.»[20] او در نامۀ خود به سلطان عثمانی تصریح میکند که این بلوک باید با «تعرفۀ ترجیحی درون اسلامی و سرمایهگذاری مشترک» سامان یابد. بدینسان، مقاومت اقتصادی از سطح ملی فراتر میرود و به راهبردی فراگیر برای جهان اسلام بدل میشود.
- تحلیل انتقادی استعمار
سیدجمالالدین استعمار را «سلطنت و استیلای خوف و وحشت» مینامد؛ سلطهای که با «زور سرنیزه، فریب سرمایه و جهلِ ملّتها» همزمان عمل میکند.[21] هدف این سلطه نزد او تنها تصرّف خاک نیست؛ «روح و عقل» جوامع مسلمان است که باید مقهور شود تا منابع طبیعی و انسانی آنان بیپناه گردد.[22]
-
- ساختار چندلایۀ استعمار
او از «طبقات استعمار» سخن میگوید: لایۀ سیاسی که «پادشاهان را به عروسک بدل میکند»، لایۀ نظامی که «هر ندایی جز ندای تفنگ را خاموش میسازد» و لایۀ حقوقی ـ اداری که در قالب «امتیازات گمرک و بانک»، پایههای سلطه را قانونی جلوه میدهد.[23] این سه لایه بر شالودۀ «شبکۀ مأموران مخفی» استوار است که به قلب دربارها و بازارها نفوذ میکنند.
- نفوذ فرهنگی و فکری استعمار
سیدجمال خطر اصلی را «فاسد کردن ذهنها پیش از فتح شهرها» میداند و هشدار میدهد که «وقتی ملّت به ترجمۀ بیگانه دل بست و زبان خویش را واگذاشت، قلعۀ آخر را بدون جنگ تسلیم کرده است».[24] او تمدن سرمایهداری اروپایی را در پسِ ظاهر علم و فناوری، حامل «کفر، شهوت و قساوت» معرفی میکند و معتقد است «جامۀ مدنیتِ آنان بر تن شرقی پوسیده میشود». اسدآبادی معتقد است استعمار با ترویج الگوهای فکری و فرهنگی غرب، سعی در تضعیف ارزشهای اسلامی و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی دارد.
- ابزارهای اقتصادی استعمار
سیدجمال در نامه به میرزاحسن شیرازی، امتیازهایی چون راهآهن، بانک و کارون را «غرامتِ حماقت شاه و زندقه وزیر» میخواند و میافزاید: «مبادلهای است که نان مردم را به بهرهکشِ فرنگ میدهد و ننگِ بدهی را برای ملت میگذارد.»[25] به باور او، «وام ارزانِ خارجی، افسار گرانِ داخلی» و «بانک، زمام ملت» است و سرمایهداری به این وسیله، به بهرهکشی از منابع و نیروی کار دامن میزند.
- راهکارهای مقابله با استعمار
راه علاج ازنظر اسدآبادی، سهگانه است: «احیای تعلیم»، «وحدت کلمه» و «اصلاح حکومت». او در رسالۀ «شکایت ملت» مینویسد: «وقتی هر کودک خطّ وطن را آموخت، هر عالم به زبان وطن نوشت و هر واعظ از فساد خواص گفت، آنگاه استبداد و استعمار با هم در گور خفت.»[26] سیدجمال بر ضرورت «مجلس شورا» برای کنترلِ امتیازها پافشاری میکند و به علما هشدار میدهد که سکوتشان، «سهم استعمار از جهل ملت» است. به اعتقاد او، با اتخاذ سیاستهای خودکفایی و قطع وابستگی به قدرتهای استعماری میتوان با استعمار مقابله کرد.[27]
- کاربست معاصر
سیدجمالالدین در تحلیل علل ضعف دول اسلامی، ریشۀ مشکل را در «خلل در اجتماعات بیتیه» دانسته است که «موجب فساد انتظام ادارات مُدن و قُرى و فساد انتظام ادارات باعث تزعزع اركان مملكت» میشود. وی معتقد بود که «استوارى مملكت موقوف بر انتظام ادارات قُرى و مُدن است» و این انتظام نیازمند «استقامت اطوار و اعتدال اخالق آحاد» است.[28] در تطبیق معاصر، همین منطق در سطح بینالمللی اعمالشدنی است؛ استواری جهان اسلام موقوف بر انتظام روابط اقتصادی کشورها است و این انتظام به اصلاح ساختار تجاری و مالی کنونی نیاز دارد. وابستگی اقتصادی کشورهای اسلامی به نظامهای پولی و مالی غربی، دقیقاً همان «استعمار نوین» است که سیدجمال از آن هراس داشت. امروزه، ۸۵ درصد مبادلات تجاری کشورهای اسلامی در قالب دلار آمریکا انجام میشود و تحریمهای ثانویه ایالات متحده، قدرت تجارت آزاد را از این کشورها سلب کرده است.[29]
-
- راهکارهای تطبیقی
الف) سامانۀ پرداخت مستقل
سیّدجمال در نامههایش بارها تأکید کرده که «قرضالحسنه زکاتِ جاری است؛ سرمایه را از چنگ رباخواران میرهاند».[30] این ایده در سطح کلان، به معنای تشکیل سامانۀ مالی مستقل است که بر اصول عدالت اقتصادی استوار باشد.[31] در عمل، این امر مستلزم راهاندازی «سامانۀ پرداخت بین بانکی اسلامی» است که جایگزین نظام سوئیفت شود و مبادلات را براساس ارزهای ملی یا واحد پولی مشترک انجام دهد. در سالهای اخیر، ایران و ترکیه آزمایشهای موفقی در زمینۀ مبادله با ارز ملی داشتهاند که حجم تجارت دوجانبه را تا ۳۰ درصد افزایش داده است. تعمیم این الگو به کلیۀ کشورهای اسلامی، همان «بازار واحد مسلمانان» سیدجمال خواهد بود.[32]
ب) صندوق توسعۀ مشترک
سیّدجمال در تأکید بر ضرورت عدالت توزیعی نوشته بود: «اتحاد بر محور عدالت مالی؛ بیتالمال باید به مدرسه و دارالشفا رود، نه تجمّل سلطنت.»[33] در تطبیق معاصر، این امر به معنای تشکیل «صندوق توسعۀ اسلامی» است. صندوق توسعۀ اسلامی فعلی با بودجه ۱۵۰ میلیارد دلاری، تنها بخش کوچکی از این ظرفیت را محقق کرده است؛[34] درحالیکه با اختصاص تنها ۲ درصد از درآمد نفتی کشورهای عضو اوپک اسلامی، این رقم میتواند به ۴۰۰ میلیارد دلار برسد و زمینۀ استقلال جهان اسلام را فراهم کند.
ج) تعرفۀ ترجیحی درون بلوک
سیدجمال در هشدار دربارۀ لغو امتیازها گفته بود: «اگر شاه، کارون و معادن را بخشید، ملت با بازار مشترک جبران کند.»[35] این منطق امروزه به معنای وضع «تعرفۀ ترجیحی صفر» برای کالاهای تولیدی کشورهای اسلامی در مبادلات درون بلوک است. کشورهایی که در صنایع خودروسازی، نساجی و ماشینآلات پیشرفتهاند، میتوانند به بازار ۱٫۸ میلیارد نفری مسلمانان دسترسی یابند؛ در مقابل، کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس و آفریقای شمالی نیز بازارهای مصرف و نیروی کار ارزانتری خواهند داشت.
نتیجهگیری
اندیشۀ فلسفی سیدجمالالدین اسدآبادی در باب مقاومت اقتصادی، فراتر از یک نظریۀ اقتصادی صرف، الگویی جامع برای مقابله با سلطۀ خارجی بر مبنای آموزههای اسلامی و ارزشهای انسانی فراهم میآورد. سیدجمال استعمار اقتصادی را نهتنها در اختلال زنجیرۀ تأمین مواد خام یا تحمیل قراردادهای نابرابر میدید، بلکه این پدیده را سوءاستفاده از امانتهای الهی و خدشهدار کردن کرامت فطری انسان میدانست. بر همین اساس، توحید بهعنوان محور اصلی چهارچوب فلسفی او بود که تأکید بر قدرتیابی اجتماعی و اقتصادی در سایۀ تکیه بر نیروی درونی و ارادۀ الهی را به دنبال داشت. در حوزۀ انسانشناسی، اسدآبادی مقهور کردن اراده و تسلط بر جان و مال انسانها را نافی شأن آدمیت میشمرد و حفظ خودآگاهی و خلاقیت فردی را از ملزومات مقاومت معرفی میکرد. از منظر جامعهشناسی، اتحاد و همبستگی امت اسلامی برای تشکیل یک «تمدن نوین»، شرط لازم قلمداد میشد تا با ایجاد بلوک اقتصادی اسلامی، وابستگی به نظامهای سلطهگر جهانی کاهش یابد. جهانشناسی او نیز مقاومت در برابر ظلم و ستم ازجمله استعمار اقتصادی را تکلیف الهی تمامی انسانها میدانست و مسئولیت اجتماعی را به ارادههای جمعی پیوند میزد. راهکارهای عملی اسدآبادی در قالب تأسیس سامانۀ پرداخت بین بانکی اسلامی، گسترش تجارت درونمنطقهای و استفاده از ارزهای ملی، چشماندازی برای استقلال اقتصادی ارائه میدهد که نمونههای موفق ایران و ترکیه در کاهش هزینههای مبادله و افزایش حجم تجارت، نشان از قابلیت اجرای آن دارد. در شرایط کنونی، که چالشهای نابرابری اقتصادی و تضعیف هویت در جوامع اسلامی استمرار یافته است، بهرهگیری از این الگو میتواند به تقویت اعتمادبهنفس و پایداری اقتصادی کمک کند. در مجموع، فلسفۀ مقاومت اقتصادی سیدجمالالدین اسدآبادی نهفقط تحلیلگر علل استعمار اقتصادی، بلکه راهنمایی راهبردی برای دستیابی به استقلال و عدالت اقتصادی در جهان معاصر است که میتواند بهعنوان سنگ بنیانی برای تدوین سیاستهای اقتصادی مبتنی بر آموزههای اسلامی و کرامت انسانی استفاده شود
منابع
آژند، یعقوب، سیدجمالالدین اسدآبادی، تهران: انتشارات طرح نو، 1376.
اسدآبادی، سیدجمالالدین، بهکوشش سیدهادی خسروشاهی، مجموعه رسائل و مقالات، قم: کلبه شروق، 1379.
اسدآبادی، سیدجمالالدین، بهکوشش سیدهادی خسروشاهی، نامهها و اسناد سیاسی سیدجمالالدین اسدآبادی، قم: کلبه شروق، 1379.
کیخا، ناصر، «حکمت و سیاست در اندیشۀ سیدجمالالدین اسدآبادی»، فصلنامۀ علمی ـ پژوهشی مطالعات علوم سیاسی، حقوق و فقه، ش 9 (35)، 1399.
امیری، غلامرضا، «تأثیر اندیشۀ اسلامگرایی سیدجمالالدین اسدآبادی بر عقاید شیخ محمد عبده»، چهارمین همایش ملی بیداری و احیای تمدن اسلامی بر مبنای اندیشههای سیدجمالالدین اسدآبادی، اسدآباد، 1402.
نوازنی، بهرام، آرا و اندیشۀ سیدجمالالدین اسدآبادی (مجموعه مقالات همایش یکصد و پنجاهمین سالگرد)، تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور، 1387.
رهبری، محمدرضا، سیدجمالالدین اسدآبادی و نوگرایی دینی، مشهد: پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1388.
فولادوند، محمدمهدی، سیدجمالالدین اسدآبادی: پیشتاز بیداری اسلامی، تهران: بوستان کتاب، 1382.
پروین، نادر؛ عمو رضایی، فرهاد، «آرا و اندیشههای فلسفی سیدجمالالدین اسدآبادی»، چهارمین همایش ملی بیداری و احیای تمدن اسلامی بر مبنای اندیشههای سیدجمالالدین اسدآبادی، اسدآباد، 1402.
مهرابلو، احسان؛ تقوی سنگدهی، لیلا، «بررسی دیدگاه سیدجمالالدین اسدآبادی در مورد استعمار»، مقالۀ ارائهشده در چهارمین همایش ملی بیداری و احیای تمدن اسلامی بر مبنای اندیشههای سیدجمالالدین اسدآبادی، 1402.
Keddie, N. R. (2006). Jamal al-Din al-Afghani. Encyclopedia Britannica. Retrieved from https://www.britannica.com/biography/Jamal-al-Din-al-Afghani.
Keddie, N. R. (1972). An Islamic Response to Imperialism: Political and Religious Writings of Sayyid Jamal ad-Din “al-Afghani.” Berkeley: University of California Press.
Uddin, A., Yusof, D. B. M., & Heravi, F. A. (2022). Empirical approach of revitalizing society in the twenty-first century: A short analysis of Sayyed Jamal al-Din Afghani’s political thought. Journal of Asian and African Social Science and Humanities, 8(3), 29-41.
Yousef, B. I. (2012). Study and critique of Sayyid Jamal al-Din Asadabadi and Muhammad Abduh views in the ascending development of the Islamic awakening. Contemporary Political Studies, 2(2), 91-112.
[1] کارشناسی اقتصاد دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد.
[2] خسروشاهی، 1379، ص 11.
[3] خسروشاهی، 1379، ص121.
[4] خسروشاهی، 1379، ص153.
[5] خسروشاهی، 1379، ص158.
[6] خسروشاهی، 1379.
[7] خسروشاهی، 1379، ص77.
[8] خسروشاهی، 1379، ص212.
[9] پروین عمورضایی، 1402.
[10] خسروشاهی، 1379، ص 197.
[11] الرحمن، آیۀ 10.
[12] انبیاء، آیۀ 105.
[13] خسروشاهی، 1379، ص 200.
[14] امیری، 1402.
[15] خسروشاهی، 1379، ص 174.
[16] مهرابلو و سنگدهی، 1402.
[17] خسروشاهی، 1379، ص 202.
[18] نامه به حاج محمدحسن امینالضرب، در همان، ص 205.
[19] نامه به امینالسلطان، خسروشاهی، 1379، ص 134.
[20] خسروشاهی، 1379، ص 298.
[21] خسروشاهی، ۱۳۷9، ص ۱۲۱.
[22] خسروشاهی، ۱۳۷9، ص 123.
[23] خسروشاهی، ۱۳۷۹، ص ۱۵۶.
[24] خسروشاهی، ۱۳۷۹، ص ۲۱۲.
[25] خسروشاهی، ۱۳۷9، ص ۱۱۵.
[26] خسروشاهی، ۱۳۷۳، ص ۱۳۵.
[27] کیخا، ۱۳99.
[28] خسروشاهی، ۱۳۷9، ص 12.
[29] فولادوند، 1382.
[30] خسروشاهی، ۱۳۷9، ص 205.
[31] آژند، 1376.
[32] نوزانی، 1387.
[33] خسروشاهی، ۱۳۷9، ص 125.
[34] رهبری، 1388.
[35] خسروشاهی، ۱۳۷9، ص 111.


