⚖️ اخلاق و اقتصاد
✍️ دانیل هاسمن، مایکل مک فرسون
🔖 ارزش اصلی نظریههای اخلاقی تنها در آن نیست که بگوید در موقعیتهای خاص چه کاری باید انجام داد. نظریههای اخلاقی مثل کتابهای آشپزی نیستند که دستورالعملهای مناسب برای هر رفتاری را ارائه دهند.
💡مهمترین هدف اینگونه نظریهها آن است که به مردم کمک کنند تا بفهمند اخلاق چیست، با کدام بخش یا بخشهای زندگی آنان منطبق میشود و چرا افراد انجام آن را مهم میشمارند. نظریههای اخلاقی نقشی مؤثر در هدایت تأملات مردم دربارۀ اصول اخلاقی مورد پذیرش آنها دارد و زمانی که اصول اخلاقی ایشان در تعارض با یکدیگر قرار میگیرند، آنها را در انتخاب تصمیم مناسب، مساعدت میکند. بهطور مشابه، فهمیدن اخلاق میتواند به اقتصاددانان کمک کند تا دربارۀ ابعاد اخلاقی مسائل مرتبط با سیاستها بهتر بیندیشند و اطمینان آنها را در شناسایی و پرداختن به اینگونه مسائل اخلاقی افزایش میدهد. آشنایی با علم اخلاق به اقتصاددانان و تحلیلگران سیاستها کمک میکند تا روشهای ارزیابی خود را بهبود بخشند و بدانند چگونه رفتار اقتصادی مردم تحت تأثیر جنبههای اخلاقی زندگی آنها قرار دارد.
📊 بدون تردید، اهمیت بینشهای اخلاقی برای برخی از ابعاد اقتصاد نسبت به برخی دیگر بیشتر است. هر چند باورهای اخلاقی بهطورکلی با انتخابهای انسانی بیارتباط نیست، نقش این باورها در پیشبینی قیمت گندم یا تصحیح نظریههای مرتبط با تعیین نرخ ارز بسیار ناچیز است.
🌱 باورهای اخلاقی نزد آن دسته از اقتصاددانان از اهمیت بیشتری برخوردار است که با مسائلی همچون ارتقای سطح زندگی در کشورهای فقیر، افزایش تمکین مالیاتی یا کمک به شهروندان برای اندیشیدن دربارۀ تعارضات میان حفظ محیطزیست و رشد اقتصادی درگیر هستند.
📚 تحلیل اقتصادی فلسفه اخلاق و سیاست عمومی، ص۶۲
زرورق / شماره ۰۱
تحلیل اقتصادی فلسفه اخلاق و سیاست عمومی
در نخستین گام، کتاب «تحلیل اقتصادی فلسفه اخلاق و سیاست عمومی» اثری از دانیل هاسمن و مایکل مک فرسون را انتخاب کردهایم؛ که در روزهای پیشرو بخشهایی از آن را با هم مرور خواهیم کرد.

ویدئوی معرفی و مرور کتاب
🎧نسخه صوتی زرورق
پادکست کتاب «تحلیل اقتصادی فلسفه اخلاق و سیاست عمومی»
برای شنیدن این روایت، روی پخش بزنید.
00:00
خواندنیها
برشهای متنی کتاب
📜 یادداشتی تکاندهنده
✍️ دانیل هاسمن، مایکل مک فرسون
🏛️ در دسامبر 1991 (آذر ١٣٧٠)، لارنس سامرز (رئیس کنونی دانشگاه هاروارد که در آن زمان اقتصاددان عالیرتبۀ بانک جهانی بود) خطاب به همکاران خود یادداشتی بدین شرح نوشت:
🔒 این موضوع میان من و شما محرمانه باقی بماند؛ آیا نباید بانک جهانی در انتقال بیشتر صنایع آلوده به کشورهای کمتر توسعه یافته نقشی ترقیبکننده ایفا نماید؟ از نظر من سه دلیل برای این کار وجود دارد:
1️⃣ محاسبۀ هزینههای آلودگی از جهت آسیبهایی که به سلامتی در جامعه وارد میسازد با درآمدهای ازدسترفته ناشی از افزایش میزان بیماری و مرگومیر ارتباط مستقیم دارد. از این منظر، مقادیر معینی از آلودگی که سلامتی را تهدید میکند باید در کشوری که دارای کمترین هزینههاست قرار گیرد که بالتبع پایینترین دستمزد را نیز دارد. به گمان من منطق اقتصادی موجود در پس این ایده که مقادیر زیادی از زبالههای سمی در کشوری با کمترین میزان دستمزد تخلیه شود، بیعیبونقص به نظر میرسد و ما باید با این واقعیت مواجه شویم.
2️⃣ ازآنجاکه افزایش اولیه در میزان آلودگی هزینههای بسیار ناچیزی در بر دارد، به احتمال فراوان هزینههای آلودگی غیرخطی هستند. من همیشه گمان میکردم که کشورهای آفریقایی با تراکم جمعیتی کمتر، با آلودگی بسیار کمتری مواجه هستند؛ کیفیت هوا در آن کشورها در مقایسه با لسآنجلس و مکزیکوسیتی، بیآنکه تأثیر چندانی داشته باشد، پایین است. تنها واقعیت تأسفبرانگیز آن است که مقادیر بالای آلودگی از طریق صنایع مبادلهناپذیر (ازقبیل حملونقل و مولدهای برق) ایجاد میشود و اینکه هزینههای حملونقل هر واحد زباله جامد چنان سنگین است که مبادلۀ آلودگی هوا و زبالههای سمی را با آنکه خود عامل افزایش رفاه جهانی هستند، متوقف میسازد.
3️⃣ تقاضا برای محیطزیست پاک به دلایل زیباییشناختی و بهداشتی بهاحتمال فراوان کشش درآمدی بسیار زیادی دارد. بهعنوان مثال، نگرانی از وجود عاملی که موجب تغییر در احتمال ابتلا به سرطان پروستات تا حد یک در میلیون میشود بهوضوح در کشوری که [به علت نرخ پایین مرگومیر] مردم آن زنده ماندهاند تا احیاناً سرطان پروستات بگیرند، بیش از کشوری است که درصد مرگومیر کودکان زیر پنجسال آن دویست در هزار است. همچنین مهمترین دغدغه در زمینه تخلیه آلایندههای صنعتی در جو زمین، پراکندهشدن ذراتی است که دامنۀ دید را محدود میسازد. این عمل احتمالاً تأثیر مستقیم بسیار اندکی بر سلامتی داشته باشد.
⚖️ بدیهی است مبادله کالاهایی که متضمن دغدغههای زیباییشناختی دربارۀ آلودگی محیطزیست هستند، خود میتواند به افزایش رفاه بیانجامد. هرچند تولید امری جابهجاشدنی است، مصرف هوای پاک و عاری از آلودگی مبادلهناپذیر به نظر میرسد.
⚙️ مشکلات مربوط به استدلالهایی را که در تقابل با پیشنهادهای فوق برای انتقال آلودگیهای بیشتر به کشورهای کمترتوسعهیافته قرار دارند (حقوق ذاتی برای خیرهای معین، دلایل اخلاقی، دغدغههای اجتماعی، فقدان بازارهای کافی و…) میتوان بازبینی و مرتفع کرد و از آنها برای هر طرح پیشنهادی بانک جهانی برای لیبرالسازی (اقتصاد) بهطرز کموبیش مؤثری بهره گرفت.
🔍 یادداشت سامرز ارزش آن را دارد تا با دقت خوانده شود و ما از شما مصرانه میخواهیم پیش از آنکه به مطالعۀ کتاب ادامه دهید بار دیگر آن را بخوانید. به نظر میرسد سامرز بیش از آنکه این یادداشت را بهعنوان پیشنهادی جدی برای طرحهای بانک جهانی در صدور آلودگی به کشورهای کمترتوسعهیافته ارائه دهد، آن را با هدف کنکاشی برانگیزاننده دربارۀ دلالتهای «منطق اقتصادی» به رشتۀ تحریر درآورده است. آنچه به طور خاص، بررسی این یادداشت را ارزشمند میسازد این واقعیت است که منطق اقتصادی موجود در آن نمونهای اقتباسپذیر در نوع خود است هرچند نتایج آن برای بسیاری از افراد نگرانکننده است.
💡 مطرحکردن این نمونه بیشتر از آن جهت است که شناخت مضامین اخلاقی بحثبرانگیز در نظریه اقتصادی آن زمان که صریح و بیپرده و به احتمال فراوان به طرزی نفرتانگیز طرح شدهاند آسانتر از زمانی است که با شیوهای ماهرانه بهعنوان امری مقبول و موجه ارائه شدهاند.
📚تحلیل اقتصادی فلسفه اخلاق و سیاست عمومی، ص۷۳-۷۵
🔰 هشت ویژگی بارز اقتصاد رفاه
✍️ دانیل هاسمن، مایکل مک فرسون
🏷️ چنین بهنظر نمیآید که یادداشت سامرز صرفاً مطالعۀ واقعیاتی باشد که تنها به همان شیوهای که تحقیقات مهندسی بر سیاستها تأثیر میگذارند، بر سیاستهای
اقتصادی مؤثر باشد. درواقع یادداشت سامرز مدعاهایی را دربارۀ آنچه بانک جهانی «باید» انجام دهد مطرح کرده و برخی از واقعیتها را «تأسفبرانگیز» توصیف کرده است. سامرز صریحاً مدعاهایی ارزیابانه مطرح میکند و درنتیجه، بنا بر رأی آنانی که بر عاریبودن علم اقتصاد از هرگونه داوریهای ارزشی تأکید میکنند، کار او را باید از حیطۀ علم اقتصاد خارج کرد. بااینحال، آشکار است که یادداشت سامرز ناظر به علم اقتصاد است.
⚖️ درحالیکه کماکان بر اهمیت تمایز میان دعاوی مبتنیبر واقعیتها و دعاوی ارزیابانه تأکید میکنیم، یک روش برای پیبردن به موضوع فوق، قائلشدن به وجود دو نوع اقتصاد است: «اقتصاد اثباتی» که تنها با واقعیتها سروکار دارد و «اقتصاد تجویزی» که به ارزیابی اوضاع، فرایندها و نهادهای اقتصادی میپردازد. این یادداشت به طور قطع، نمونهای از اقتصاد تجویزی است.
📋 در اینجا میخواهیم توجه شما را به هشت ویژگی یادداشت سامرز جلب کنیم که از نظر ما این ویژگیها ابعاد بارز اقتصاد هنجاری یا اقتصاد رفاه متداول هستند. هر یک از ویژگیها، بیانگر یک انتخاب است. طرز تفکر سامرز دربارۀ اوضاع و سیاستهای اقتصادی تنها یکی از چندین روش ممکن است. زمانی که وجه تمایز این طرز تفکر دربارۀ پیامدها و سیاستهای اقتصادی از دیگر روشها شناخته شود، اقتصاد هنجاری تا حد بسیاری درک میشود.
1️⃣ پیش از این نخستین ویژگی را متذکر شدهایم: موضوع مورد نظر سامرز ارزیابی اوضاع اقتصادی و ارائۀ پیشنهاد چگونگی بهبود آنهاست. توجه کنید که کانون توجه او پیامدهای اقتصادی است نه فرآیندها.
2️⃣ فرض سامرز آن است که برای ارزیابی اقتصاد چهارچوب واحدی وجود دارد که آن را مسلم میداند. او هرگز به طور صریح آن را بیان نمیکند و استدلالی نیز در حمایت از آن نمیآورد. اگرچه سامرز قصد ندارد اینگونه بحث کند، در طرح این مدعا بر مبنایی اخلاقی تکیه میزند که به اعتقاد او خوانندگان نیز به آن باور دارند.
3️⃣ یادداشت سامرز شکلی از استدلال است که در آن مقدمات (صغری و کبرای) مربوط به هزینهها و تقاضا الزاماً نتایجی را ناظر به آنچه بانک جهانی باید انجام دهد و نیز واقعیتهایی که تأسفانگیز هستند، به بار خواهد آورد. به نظر میرسد که این استدلال به یک تعلیل نسبتاً پیچیدۀ اقتصادی نزدیک شده است. نتیجهگیریهای اخلاقی مبتنیبر استدلال اخلاقی هستند نه گرایش به عواطف یا تعصبات.
4️⃣ این یادداشت بیان میکند که چگونه سیاستها و وضعیتها ناظر به افراد است. هیچ سؤالی دربارۀ اهمیت تأثیر آنها بر دیگر امور همچون محیطزیست یا فرهنگهای محلی پرسیده نمیشود مگر آنکه آن امور بهنوبۀخود بر رفاه افراد تأثیر بگذارند. فرض سامرز بر آن است که آنچه موضوعیت دارد نتایجی است که برای افراد مردم حاصل میشود.
5️⃣ یادداشت سامرز اوضاع اقتصادی را بر حسب پیامدهای آنها بر رفاه افراد ارزیابی میکند و نه بر مبنای دیگر خصیصههای آنها. توجه سامرز معطوف این موضوع است که آیا انتقال آلودگی موجب «بهبود رفاه» میشود یا خیر. بهدلیل غلبۀ این ویژگی، اقتصاد هنجاری متداول نوعاً
«اقتصاد رفاه» نامیده میشود.
6️⃣ دربارۀ اندازهگیری سطح رفاه، سامرز در یادداشت خود بهطور تلویحی روشی را پذیرفته است که بر اساس آن، زمانیکه بازارهای (رقابتی) وجود داشته باشند، ارزیابی امور توسط بازارها صورت میگیرد.
7️⃣ اگرچه این یادداشت انحصاراً بر رفاه متمرکز است، هیچ تلاشی برای تجمیع سود و زیانهای رفاهی یا مقایسۀ سطح رفاه افراد مختلف دیده نمیشود. سامرز مدّعی نیست که مبادله آلودگی سطح کلی یا متوسط رفاه را به حداکثر میرساند؛ او هرگز از سطح متوسط یا کلی رفاه سخنی به میان نمیآورد.
8️⃣ یادداشت سامرز علاوهبر تمرکز صرف بر دلالتهای انتقال آلودگی برای رفاه، به طرح این پیشنهاد می پردازد که بین «منطق بیعیبونقص اقتصادی موجود در انتقال مقادیر زیادی از زبالههای سمی به کشوری با کمترین میزان دستمزد» و ایرادات اخلاقی نامعّین و متنوع واردشده برحسب «حقوق ذاتی برای خیرهای معین، دلایل اخلاقی، دغدغههای اجتماعی، فقدان بازارهای کافی و…» تفاوتی کیفی وجود دارد.
📚تحلیل اقتصادی فلسفه اخلاق و سیاست عمومی، ص۷۵-۷۷