نه منطق اسلامی دارد، نه منطق انصافی!

نه منطق اسلامی دارد، نه منطق انصافی!
نه منطق اسلامی دارد، نه منطق انصافی! این معنا در امروز دیگر عملی نیست که یک دسته‌ای آن بالاها باشند و همه چیزهایی را که بخواهند، به طور اعلی تحقق پیدا بکند؛ پارک‌ها و اتومبیل‌ها و بساط. یک دسته هم این زاغه‌نشین‌ها باشند که اطراف تهران‌اند، و می‌بینید آن‌ها را.

نه منطق اسلامی دارد، نه منطق انصافی!

 

این معنا در امروز دیگر عملی نیست که یک دسته‌ای آن بالاها باشند و همه چیزهایی را که بخواهند، به طور اعلی تحقق پیدا بکند؛ پارک‌ها و اتومبیل‌ها و بساط. یک دسته هم این زاغه‌نشین‌ها باشند که اطراف تهران‌اند، و می‌بینید آن‌ها را. این نمی‌شود، این نه منطق اسلامی دارد، نه منطق انصافی دارد، نه صحیح است. و اگر خدای نخواسته این‌ها صدایشان درآید، دیگر قابل خاموشی نیست. شماها باید یک فکری بکنید برای این‌ها. شما برای حفظ خودتان، حفظ خانواده‌تان، حفظ ثروتتان، حفظ حیثیت‌تان، خودتان بنشینید با هم تفاهم کنید …باید یک فکری خودتان بکنید که این تفاوت طبقاتی به این‌طور نباشد؛ یک تعدیلی بشود. اسلام تعدیل می‌خواهد؛ نه جلو سرمایه را می‌گیرد، و نه می‌گذارد سرمایه آن‌طور بشود که یکی صدها میلیارد دلار داشته باشد و برای سگش هم اتومبیل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذلک؛ و یکی شب برود پیش بچه‌هایش نان نداشته باشد. نمی‌شود این؛ این عملی نیست. نه اسلام با این موافق است، نه هیچ انسانی با این موافق است.
این با دست شماها نصفش حل می‌شود؛ نصفش. اگر نگویم همه‌اش، نصفش با دست شما حل می‌شود. یک قسمت دیگرش هم با دولت است.[1]

[1]. امام خمینی، صحیفه امام خمینی، ج8، ص470.

ویدیو کامنت این محتوا

دیدگاهتان را بنویسید