جلوگیری از انحصار، راه بوجود آوردن اقتصاد آزاد به معنای حقیقی
این حدیث معروفی که از قول امیرالمؤمنین (علیه الصلاة و السلام) نقل میشود، که البته بنده سند آن را درست نمیدانم، که میفرماید: «ما رأيت نعمة موفورة الا و في جانبها حق مضيّع»؛ یعنی هیچجا هیچ نعمت فراوان و انباشتهای را ندیدم مگر اینکه در کنار آن یک حق ضایع شدهای را دیدم. این حدیث یک معنای دقیق و لطیفی دارد. بعضی تصور کردند معنای این حدیث این است که هر جا نعمت زیادی هست، این در حقیقت دزدی و غصب از یک عده است؛ پس در کنار آن غاصب، یک عده مردم ضعیف هستند. بعد اشکال کردند به این حدیث که نه، ما میبینیم کسانی ثروتهایی دارند که از راه دزدی و غصب هم نیست، از راه تلاش است. این نیست معنای حدیث. معنای حدیث به حسب آنچه که به ذهن بنده میآید این است که آنجائیکه نعمت فراوانی، هست ثروت زیادی هست، امکانات زیادی هست، خودِ ثروت، خودِ نعمت موفور، در حقیقت امکانات کسب درآمد بیشتر را به آن صاحب ثروت میبخشد و به همان نسبت این امکان را از دسترس دیگران دور نگه میدارد. آن کسیکه دارای یک سرمایهی زیادی در جامعه هست، او بیشتر میتواند تولید ثروت بکند و از ثروتهای معمولی مردهی افتادهی متعلق به عموم مردم بیشتر میتواند استفاده کند تا آدم فقیر. پس هر جا نعمت زیادی هست، فرصتها در اختیار اوست، امکانات در اختیار اوست، میدان تلاش اقتصادی در اختیار اوست، قوانین در غالب کشورها بر طبق نظر او و این طبقه به وجود میآید. بنابراین فرصت از دست اکثریت مردم که آن ثروت را ندارند، گرفته میشود.
بنابراین، این حرف، این حدیث، چه مستند به مولای متقیان باشد یا نباشد، مضمون مضمون درستی است. پس بنابراین راه درست اقتصاد آزاد در جامعهی اسلامی این نیست که ما این آزادی را فقط در اختیار آن کسانی قرار بدهیم که قدرت مانور اقتصادی دارند، بلکه علاوهی بر اینکه افرادی که قدرت حرکت و فعالیت اقتصادی دارند، آنها باید کار اقتصادی بکنند، باید وضع جامعه، نظام جامعه، قوانین جامعه، کیفیت ارتباطات جامعه به شکلی باشد که همهی مردم یعنی همهی آن کسانی که قدرت کار دارند، آنها همه بتوانند فعالیت آزاد اقتصادی کنند و از کار خودشان منتفع بشوند.[1]
[1] . خطبههای نماز جمعه: 1366/7/24.